اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٦٧ - خاتمه
توضيح فرضيه لاوازيه دانشمند معروف كه مىگويد- موجود معدوم نمىشود و معدوم موجود نمىشود - بحسب مفهوم غير از نظريهاى است كه بيان شد- زيرا اين دانشمندان- اين فرضيه را از ابحاث ماديه تكميل كرده است- و اگر احيانا نام كسى در ضمن مسائل برده مىشد- نه از نظر تحقيق درباره مبدا نشو و نمو يك فكر بود- بلكه از نظرهاى ديگرى بود- چنانكه بر كسانى كه واردند پوشيده نيست- و روى اين جهت تاريخ حيات علوم و فنون روشن نمىشد- در تحولات جديد اروپائى- يكى از موضوعات مفيدى كه نظر دانشمندان را جلب كرد- مطالعه تاريخ حيات علوم و فنون بود- در دوره جديد علاوه بر اينكه كتب و رسالات مستقل- در اين موضوعات نوشته مىشود- معمول اين است كه در متن كتب علمى و حتى كتب درسى- انتساب مسائل به پديد آورندگان- و تكميل كنندگان آنها روشن مىشود- .
عدم توجه به جنبههاى تاريخى مسائل موجب شده كه- متخصصين فنون نيز از اين قسمتها بى خبر بمانند- و احيانا اشتباهات عظيمى بانها دست بدهد- مثلا اگر كسى بكتب فلسفه- از قبيل شرح منظومه حكيم سبزوارى و غيره مراجعه كند- و مسائل وجود را مورد نظر قرار دهد- چنين مىپندارد كه از دو هزار و چهار صد سال پيش- كه مكتب مشاء و مكتب اشراق تاسيس شده- مسئله اصالت وجود و اصالت ماهيت مطرح بوده- و مشائين اصالت وجودى و اشراقيين اصالت ما هوى بودهاند- و همچنين از همان زمانها مسئله وحدت و كثرت وجود- بهمين صورتى كه امروز مورد مطالعه است- يعنى با توجه باصالت وجود و اعتباريت ماهيت مطرح بوده- و حكماء مشاء قائل بكثرت وجود بودهاند- و حكماء ايران باستان قائل به تشكك وجود بودهاند- و حال آنكه وقتى انسان- بكتب فلسفه از چهار قرن پيش به آن طرف مراجعه مىكند- اسمى از اصالت وجود و اصالت ماهيت نمىيابد- و اگر احيانا در بعضى كتب- كه از دوره ابن سينا به بعد تاليف يافته- بحثى از اعتباريت وجود- و اينكه وجود از معقولات ثانيه است به ميان آمده- و دلائلى آورده شده- نه بان معنى و مفهومى است كه اخيرا در مبحث اصالت وجود- و اصالت ماهيت قصد مىشود- چنانكه عن قريب توضيح خواهيم داد- در دورههاى قبل از آن دوره- حتى اين قدر هم بحث نشده است- در دورههاى اوليهاى كه فلسفه يونان به عربى ترجمه شده- مسائل وجود خيلى