اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٥٤ - وحدت وجود
اعتبارى و پندارهاى بى اثر هستند- نسبت به همديگر مختلف هستند- چنانكه هر دو مطلب دانسته شد- و اين اختلاف و تباين از خارج سرچشمه مىگيرد- ولى اختلاف خارجى- چون اصيل و عين واقعيت خارج مىباشد- ديگر پندارى و اعتبارى نخواهد بود- .
منسوب به عرفا است- .
عرفا در نظريات خود- براهين و استدلالات عقلانى را كه مورد اعتماد فلاسفه است- راهنماى خود قرار نمىدهند- و يگانه راهنماى قابل اطمينان را مكاشفه- و شهود مىدانند- و صحت نظريههاى خويش را از همان راه تضمين مىكنند- و از اينكه آن نظريهها با قواعد عقلانى وفق ندهد- چندان ابائى ندارند- زيرا معتقدند كه مرحله كشف فوق مرحله عقل است- و خطاهاى عقل را در مرحله كشف مىتوان تصحيح كرد- همان طورى كه مرحله عقل فوق مرحله حس است- و ما خطاهاى بىحد و حصر حس را- با عقل تصحيح مىكنيم- .
عرفا در نظريه وحدت وجود نيز- به همان اصول تكيه مىكنند- و ملتزم نيستند كه با اصول عقلى- يا حسى سازگار در آيد- لكن گاهى براى الزام و افحام فلاسفه- با اصول و قواعد عقلانى فلسفى- نظريه فلاسفه را نقض و نظريه خويش را تاييد مىكنند- و احيانا با طرز استدلال محكمى وارد ميدان مبارزه مىشوند- كه فلاسفه را بزانو در مىآورند- ما نحن فيه يكى از آن موارد است- و روى همين جهت است- كه ما نظريه عرفا را در اينجا آورديم- .
استدلال عرفا بر وحدت وجود- از راه مساوى بودن وجود با وجوب ذاتى- و مساوى بودن وجوب ذاتى با وحدت- من جميع الجهات است- در حقيقت استدلال عرفا از دو مقدمه و يك نتيجه- تشكيل شده باين ترتيب- ١-وجود مساوى با وجوب ذاتى است- ٢-وجوب ذاتى مساوى با وحدت من جميع الجهات است- نتيجه پس وجود مساوى با وحدت- من جميع الجهات است- .
بلا ترديد هر دو مقدمه- جالب تامل و تعمق بسيارى است- راجع به اينكه- آيا وجود مساوى با وجوب ذاتى است مقدمه اول يا نه- در آخر اين مقاله اشارهاى شده- و در مقاله هشتم كه از ضرورت و امكان بحث مىشود- و مخصوصا در مقدمه مفصلى كه براى آن مقاله نوشته شده- مشروحا بحث خواهد شد- و راجع به اينكه- آيا وجوب ذاتى مساوى با وحدت است مقدمه دوم يا