اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢١٧ - علتهاى چهارگانه
علتهاى چهارگانه
اگر يكى از كارهاى خود را كه اختيارى مىناميم- مثلا دوختن يك پيراهنى را مورد مطالعه قرار دهيم- خواهيم ديد بوجود آمدن يك پيراهن كه معلول است- مسامحه موقوف است به مقدارى پارچه- كه پيراهندوز براى پوشيدن- با ابزار ويژه خود او را به شكل مخصوص در مىآورد- و وجود پيراهن به همه اين اطراف بسته مىباشد- باينست- كه در همان مرتبهاى كه دارد بوده باشد- و همانطورى كه در مقدمه مقاله ٨ بيان كرديم- مراتب موجودات در سلسله زمان- يا در مراتب على و معلولى- و نظام اسباب مسببات را- نبايد از قبيل يك صف سرباز فرض كرد- كه هر يك در محل معينى جا گرفتهاند- و مانعى ندارد كه تغيير وضع و محل و نسبت بدهند- بلكه در مقام تشبيه و تنظير بهتر است- كه نظام موجودات را بمراتب اعداد تشبيه كنيم- كه مرتبه هر عددى مقوم حقيقت آن عدد است- و همانطورى كه در اعداد معنى ندارد- كه بپرسيم چرا عدد يك عدد دو نيست- و چرا عدد دو عدد پنج نيست- همينطور در نظام موجودات نيز- معنا ندارد سؤال كنيم- چرا فلان معلول معلول فلان علت است- و معلول فلان علت نيست- يا آنكه چرا آن معلول بجاى علت خودش- و علتش بجاى خودش نيست- يا آنكه چرا من معلول اول يا چرا علت اولى نيستم- .
بعد از اينكه دانستيم- كه واقعيت نسبت هر معلول با علت خاص- عين واقعيت معلول و مقوم ذات معلول است- مىتوانيم بدانيم- كه واقعيت نسبت با دو علت مختلف و متغاير- مختلف و متغاير است- و اگر از دو علت مختلف معلول واحد صادر شود- لازم مىآيد كه معلول واحد مفروض ما- در عين وحدت كثير باشد- و در عين اينكه هويتش عين انتساب بفلان علت است- و متقوم بان علت است- عين انتساب بفلان علت ديگر و متقوم بان نيز باشد- و اگر از علت واحد دو معلول متغاير صادر شود- لازم مىآيد كه آن دو معلول در عين كثرت مفروض- بيش از يك هويت نداشته باشند- و همانطورى كه در متن بيان شده- رابطه و سنخيت وجودى علت و معلول مقتضى است- كه وجود معلول مرتبه ضعيفه وجود علت بوده باشد- بنا بر اين تباين وجودى دو علت متباين- معلول را دو مرتبه ضعيفه متباينه قرار خواهد داد- و