اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٣ - اسلوب و روش تفكر در فلسفه
از اينجا نقش مهمى را- كه موضوعات علوم در علوم دارند مىتوان دريافت- زيرا از آنچه در اين مقدمه گفته شد- معلوم شد كه اولا استقلال و امتياز يك علم از علم ديگر- و ثانيا اختصاص اصول متعارفه- و موضوعه آن علم به آن علم- و ثالثا اختصاص اسلوب تحقيق خاص آن علم به آن علم- ناشى از ناحيه موضوع آن علم است- پس موضوع هر علم و فنى نماينده استقلال- و تعيين كننده روش و اسلوب تحقيق- و منشاء اختصاص اصول متعارفه- و مبانى اوليه آن علم به آن علم است
اسلوب و روش تفكر در فلسفه
بعد از شناختن موضوع فلسفه- و بعد از دانستن اينكه دستگاه فكر- اين مفهومى را كه موضوع فلسفه است- از چه راه و به چه كيفيتى نائل مىشود- و دانستن اينكه اسلوب و روش تفكر هر علم- و فنى بستگى دارد به نحوه حصول- و واقعيتى كه آن موضوع براى ذهن دارد- دانسته مىشود كه اسلوب فكرى فلسفى- بايد چه اسلوبى باشد- .
در مقاله ٥ كه كيفيت پيدايش مفاهيم را- براى ذهن بيان كرديم- و نظريه حسيون و عقليون را بيان و انتقاد نموديم- ثابت كرديم كه مفهوم وجود و موجود- كه موضوع اصلى مسائل فلسفه است- و همچنين مفاهيم فلسفى ديگرى مانند وحدت و كثرت- و غيره صرفا عقلانى هستند- يعنى مفاهيمى هستند كه ذهن- از راه هيچ حس خارجى يا داخلى- قادر به نيل بانها نيست- بلكه با يكى از عاليترين اعمال عقلانى- آنها را نائل شده است رجوع شود به مقاله ٥- و بديهى است كه بررسى و كنجكاوى- در باره موضوعى كه عقل با عاليترين اعمال خويش- آنرا يافته است- جز با بررسىهاى عقلانى ميسر نيست