اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١١٢ - آيا موجود معدوم مىشود
اينكه در بالا بصورت احتمال گفتيم- كه واحدى از ماده از بين مىرود- و واحد ديگرى جايگزين او مىشود- نه باين معنا مقصود بود- كه يك واحد ماده معدوم مطلق بشود- و از كتم عدم واحد ديگرى ابداع شود- زيرا اين مطلب طبق تحقيقات دقيق و عميقى- كه در فلسفه الهى شده صحيح نيست- بلكه مطابق تحقيقات دقيقى كه در اين زمينه- از يك طرف از طرف فلاسفه بعمل آمده- و از طرف ديگر علماء طبيعى آنرا تاييد كردهاند- هر حادثى مسبوق به ماده و مدت است- و هر فانى شوندهاى- زمينه پيدايش حادث جديدى است- و البته همينكه سخن به اينجا برسد- بحث ماده المواد پيش مىآيد- كه نيازمند باينست- فصل ديگرى را مورد تحقيق قرار دهيم- و آن فصل همان است كه موضوع مقاله ١٠- از اين سلسله مقالات واقع شده است- .
اينكه شىء لا شىء نمىشود- و لا شىء شىء نمىشود دستآويزى براى ماديين شده- و آنرا وسيله انكار موضوع خلقت- و آفرينش قرار دادهاند- غافل از آنكه اگر اين مطلب را بمفهوم عرفى وى اخذ كنيم- بايد قانون عليت و معلوليت عمومى- و قانون حركت و تكامل را نفى كنيم- و حال آنكه انكار اين دو قانون- به منزله انكار جميع علوم است- و خود ماديين همواره در كتب خويش- از اين دو قانون دم مىزنند- و اگر آن را بمفهوم علمىاش اخذ كنيم- كه در بالا اشاره شد- منافاتى با موضوع عليت و معلوليت و خلقت و آفرينش- و هر چه مىخواهيد نام بگذاريد ندارد- .
بهر حال اين نظريه- كه هيچ موجودى معدوم نمىشود- و هيچ معدومى موجود نمىشود- اگر بمعناى عام فلسفى وى گرفته شود- از طريق براهين فلسفى بايد نفى يا اثبات شود- و هم با زبان فلسفه بايد تفسير شود- تفسير وى بزبان فلسفه همانست- كه در مقاله ٧ و در اين مقدمه گذشت- و چنانكه ديديم طبق اين تفسير- اين قانون نه مستلزم ازليت و ابديت اشياء است- و نه مستلزم نفى خلقت و آفرينش آنها