اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٩٢ - مقاله نهم علت و معلول
نظر به بيان گذشته هر حادثه و پديدهاى در جهان- كه انگشت به رويش بگذاريم- بايد گفت موجودى است كه وجودش با خصوصيات- و شرايطى كه دارد ضرورى جبرى است- و در نتيجه دست بدست دادن- يك سلسله پديدههاى ديگر علت پيدا شده- و اگر علت وى موجود نمىشد خودش نيز موجود نمىشد- و بعبارت ديگر بايد گفت- دستگاه با يكديگر مرتبط است- و همين ارتباطات اجزاء جهان است- كه انواع مركبات را از جمادات و نباتات- و حيوانات بوجود آورده است- .
ولى واضح است كه نظريه فلسفى منسوب به ذيمقراطيس - مبتنى بر نفى قانون عليت نيست- زيرا هر چند طبق اين نظريه- بين خود ذرات رابطه على و معلولى نيست- يعنى نه بعضى از ذرات علت وجود بعضى ديگر هستند- و نه در يك علت اولى شركت دارند- ولى طبق اين نظريه نيز- هر يك از ذرات داراى خاصيت يا خاصيتهاى معينه است- و بواسطه همان خاصيتها است- كه قابل تركيب با يكديگر هستند- و مركبات مختلف با آثار مختلف بوجود مىآورند- و البته رابطه هر ذره با خاصيت يا خاصيتهاى خود- و همچنين رابطه ذره با مركب ساخته شده خود- رابطه عليت و معلوليت است- پس نظريه آتميسم نيز مبتنى بر نفى عليت نيست- و همانطورى كه گفتيم نفى كلى قانون عليت- مستلزم نفى هر گونه پيوستگى- و ارتباط واقعى موجودات است- و تمام ارتباطات واقعى- از رابطه على و معلولى سر چشمه مىگيرد- و با عدم رابطه على و معلولى- هيچگونه ارتباط واقعى صورت پذير نيست- آرى انسان احيانا روابط ديگرى ميان اشياء اعتبار مىكند- مثل رابطه مالكيت زوجيت رياست و غيره- ولى اين گونه روابط از مرحله ذهن تجاوز نمىكند- و جنبه عينى ندارد- .
و اما اگر قائل به عليت باشيم- و جهان را با لباس عليت و معلوليت ببينيم- ناچار وابستگى- و ارتباط واقعيتها را با يكديگر پذيرفتهايم- و جهان عينى در نظر ما دستگاهى پيوسته- و مرتبط الاجزاء جلوهگر خواهد شد- .
بنا بر اين گفتگو در قانون عليت- عينا گفتگو در ارتباط و پيوستگى موجودات جهان است- .
از قانون اصلى عليت- قوانين فرعى زيادى منشعب مىشود- و دوتاى از آن قوانين است كه اگر به ثبوت نپيوندد- تنها قانون كلى عليت كافى نيست- كه نظام جهان هستى را توجيه كند- يكى از آن دو قانون اينست كه علل معينه-