اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٦١ - اتفاق
و مانند پستان مرد- و مانند پرده ميان انگشتان برخى مرغان غير آبى و جز آنها- .
پاسخ اين شبهه اينست- كه ما بىاينكه در اجزاى اين بيان خرده گيرى نمائيم- با تسليم همه اين سخنان- سه اصل مسلم علمى زيرين را يادآورى مىنماييم- ١-جهان هستى بواسطه ارتباط- و تاثيرى كه همه اجزايش در همه اجزايش دارد- يك واحد حقيقى را تشكيل مىدهد- .
٢-فعاليتهاى تويهم پيچيده اين واحد- روى يك نظام مرتبى است- كه هيچگونه استثنائى در وى نيست قانون علت و معلول- .
٣-اين جهان با نظام مخصوص خويش- پيوسته در تحول بوده و رو به تكامل ميرود- .
با در نظر گرفتن سه اصل نامبرده- و با بيانى كه در مفهوم غايت كرديم- آيا در مورد هر حادثهاى- كه بنفع برخى از موجودات تمام مىشود- نبايد گفت كه اين پديده در چينش سلسله علل- هر دو طرف كه بالاخره بيك واحد بر مىگردند منظور بوده- و از همان جا صفت ضرورت بوى داده شده- چنانكه قبلا اشاره شد- در اين بيان مراد و منظور بودن تصورى و فكرى نيست- بلكه مراد غايت كمالى و جبرى است- و آيا جز اين راهى هست- .
و آيا در مورد موجوداتى كه هر يك از آنها- با ساختمان مخصوص و ابزار ويژه وجودى- بسوى كمالات مناسب خودشان رهسپار مىشوند- نبايد گفت كه آنها براى كسب اين كمالات- با خصوصيات وجودى مناسب آنها تجهيز شدهاند- .
و آيا در مورد پديدههائى كه بواسطه تراكيب ناجور- يا متناقض از ميان مىروند- نبايد گفت كه آنها مقدمه وجود- و لازمه