اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٥٤ - اتفاق
و همچنين مىگوييم- با اتومبيل از تهران ساعت نه بسوى قزوين رهسپار شديم- و بنا بود تا ساعت دوازده برسيم- ولى اتفاقا ميان راه ماشين عيب كرده- و يكساعت ما را لنگ نمود- .
و همچنين مىگوييم- چند سال پيش اوضاع اقتصادى و آرامش كشورها بد نبود- و مردم دست باصلاحاتى زده بودند- اتفاقا جنگ جهانى دويم پيش آمده- و نظام موجود زندگى را بهم زد- .
وجود خارجى پيدا نمىكرد- مثلا انسانى كه غذا مىخورد براى آنكه سير بشود- اول بجانب سير شدن متوجه مىشود- و به طرف سير شدن حركت مىكند- و غذا خوردن از آن جهت وجود پيدا مىكند- كه وسيله سير شدن و معبر سير شدن است- و بعبارت ديگر مسافتى است كه انسان بايد طى كند- تا به سير شدن برسد- و همچنين سنگى كه از بالا به طرف مركز زمين مىآيد- متمايل و متوجه به مركز زمين است- خواه آنكه مبدا ميل در سنگ باشد يا در زمين- و مسافت بين راه را از آن جهت طى مىكند- كه به مركز زمين جذب شود- و اگر اين جذب و انجذاب بين سنگ و مركز زمين- كه نتيجهاش رسيدن سنگ به زمين است نبود- و بعبارت ديگر اگر توجه سنگ به مركز زمين نبود- مسافت بين راه طى نمىشد- پس همانطورى كه صادق است- كه اگر طى مسافت بين راه نباشد- رسيدن به مركز محقق نمىشود- ايضا صحيح است كه اگر رسيدن به مركز نباشد- طى مسافت بين راه وجود نمىيابد- يعنى بين اين دو عليت متقابل برقرار است علت غائى و علت فاعلى ممكن است كه اين تصور براى بعضى پيش آيد- كه فرض علت غائى با فرض علت فاعلى منافى است- چنانكه اين توهم براى برخى پيش آمده- زيرا علت فاعلى همان است كه وجود دهنده معلول است- و بديهى است كه يك شىء نمىتواند دو علت وجود دهنده داشته باشد- يعنى هم وجودش معلول علت فاعلى باشد- و هم معلول علت غائى- .
پاسخ اين توهم از آنچه قبلا- در مقام بيان رابطه فعل و غايت گفتيم معلوم شد- زيرا معلوم شد كه تاثير علت غائى و علت فاعلى- در عرض يكديگر نيست كه منافى با يكديگر باشد- بلكه در طول يكديگر است- و علت غائى