اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٧٩ - معناى ضرورت و امكان
كه- طرز تحقيق مسائل ضرورت و امكان در اين مقاله- حتى براى آشنايان به اين مسائل نامفهوم- يا عجيب و غير قابل قبول جلوه كند- .
لهذا ما در اين مقدمه- مجموع مسائلى را كه مطالب مقاله متكى به آنها است- و يا اشاره مختصرى در متن مقاله به آنها شده- به اضافه بعضى مسائل لازم ديگر توضيح كافى مىدهيم- و با توضيح مختصرى كه در پاورقى خود مقاله مىدهيم- مطالب بخوبى واضح خواهد شد- .
اين مقدمه مشتمل بر قسمتهاى ذيل است- ١-معناى ضرورت و امكان- .
٢-ضرورت و امكان معقول است نه محسوس- .
٣-آيا بحث از ضرورت و لا ضرورت نظام موجودات- بحثى است علمى يا فلسفى- .
٤-منشا ضرورت و امكان- .
٥-قانون عليت و معلوليت- .
٦-علت ضرورت دهنده به معلول است جبر على و معلولى- .
٧-نيازمندى معلول بعلت در بقاء- .
٨-ضرورت بالذات و بالغير- .
٩-ضرورت ذاتى منطقى و ضرورت ذاتى فلسفى- .
١٠-توجيه نظام موجودات- .
١١-اصالت وجود و ضرورت و امكان- .
١٢-موجود معدوم نمىشود.
معناى ضرورت و امكان
ضرورت و امكان از جمله مفاهيمى هستند- كه احتياج بتعريف و توضيح ندارند- اگر در يك مفهوم ابهام و اجمالى باشد- براى توضيح آن مفهوم بايد متوسل بتعريف شد- و اگر ابهام و اجمالى نباشد- مستغنى از تعريف و توضيح است- تعريف يعنى تحصيل معرفت بذات يك چيز- و آن با تجزيه مفهوم آن شىء باجزاء- و عناصر اوليه ذهنى وى صورت مىگيرد- همان طورى كه معرفت اجزاء و عناصر مركبات خارجى- با تجزيه خارجى و عملى آنها صورت مىگيرد- يعنى تعريف تحليل و تجزيه عقلانى مفهوم شىء است- و از اينرو تنها در مورد مفاهيم مركبه مصداق دارد- اما مفاهيم بسيطه- كه عناصر اوليه ذهنيات را تشكيل مىدهند قابل تعريف نيستند- و قهرا اين عناصر بديهى التصور و مستغنى از تعريف خواهند بود- زيرا ابهام در بسائط ذهنى معنا ندارد- .