اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٥٥ - تباين و كثرت وجودات
و از سوى ديگر همه ماهيات و احكام- و آثار آنها از آن وجود و واقعيت هستى است- زيرا ماهيت بواسطه وجود همان ماهيت شده- و حكم و اثر بواسطه وجود حكم و اثر شده- و گرنه هيچ و باطل بوده- و از اين مقدمات بايد نتيجه گرفت كه- نه- يعنى اينكه لازمه وجوب ذاتى وحدانيت است- در مقاله ١٤ آنجا كه در توحيد واجب الوجود بحث مىكنيم- تحقيق خواهد شد- .
و عمده چيزى كه استدلال عرفا را ضعيف مىكند- همانا مطالبى است كه در مقاله هشتم- راجع بمساوقت وجود با وجوب ذاتى خواهد آمد- و البته در ضمن بيان نظريههاى دوم و سوم- راههاى اشكالات خاصى كه بر استدلال عرفا وارد است- توضيح داده خواهد شد- .
يكى از جهاتى كه موجب شده- شيخ اشراق باعتباريت وجود راى بدهد- همان است كه- زمينه مقدمه اول استدلال عرفا را تشكيل مىدهد- يعنى شيخ اشراق ديده اگر وجود را اصيل و عينى بداند- ناچار است كه وجود را مساوى با وجوب ذاتى داند- و چون مساوى بودن وجود با وجوب ذاتى- برايش غير قابل قبول بوده باعتباريت وجود نظر داده- .
ولى حقيقت اينست كه اصالت وجود- مطلبى نيست كه قابل انكار باشد- و موضوع مساوى بودن وجود با وجوب ذاتى- راه حل ديگرى دارد كه- در مقدمه مقاله هشتم مشروحا خواهد آمد
تباين و كثرت وجودات
نظريه تباين و كثرت وجودات نظريهاى است كه- ابتداء براى هر كس تنها نظريه قابل قبول جلوه مىكند- حكما مىگويند مردم عوام بحسب نظر عاميانه خويش- اين نظريه را انتخاب مىكنند- .
اين نظريه را معمولا بحكماء مشاء - و اتباع ارسطو نسبت مىدهند- ولى از آنجايى كه اين مسئله- باين صورت در نزد حكماء پيشين مطرح نبوده- و بعد از پيدايش نظريه عرفا- اين نظريه باين صورت پيدا شده- نمىتوان دستهاى را مدافع اين نظريه معرفى كرد- در كلمات ابن سينا كه رئيس المشائين لقب يافته- جملههائى يافت مىشود كه درست مخالف اين نظريه است- اساسا اين مسئله اين صورت را از ناحيه اصالت وجود يافته- و مسئله اصالت وجود و اعتباريت