اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٩٢ - ضرورت ذاتى فلسفى و ضرورت ذاتى منطقى
مىكنند- بهر حال اين نكته راى فهميدن بعضى قسمتها- كه در خود مقاله خواهد آمد نبايد از نظر دور داشت
ضرورت ذاتى فلسفى و ضرورت ذاتى منطقى
بعد از آنكه معناى ضرورت ذاتى را- مطابق اصطلاح شايع فلسفى بيان كرديم- لازم است در اينجا معناى ضرورت ذاتى را- طبق اصطلاح شايع منطقيين نيز بيان كنيم- زيرا تا فرق اين دو قسم روشن نشود- حقيقت مطلب آنجا كه اثبات مىكنيم- وجود مطلقا مساوى با وجوب ذاتى است- و هر وجودى خواه وجود ممكن و خواه وجود واجب- داراى وجوب و ضرورت ذاتى است- يعنى هر وجودى واجب الوجود بالذات است- روشن نخواهد شد- .
البته خواننده محترم اگر اهل تعمق و تدبر باشد- متوجه خواهد بود كه آنچه در تحت عنوان فوق مىگوييم- صرفا بيان اصطلاحات و تلاعب با الفاظ نيست- بلكه تجزيه دقيقى است از احكام مختلفه عقل- قبلا اشاره كرديم كه- احكام ذهن در مورد ضرورت و امكان و امتناع- احكامى است عقلى نه حسى- و ناچار در مورد اين سنخ احكام يا بايد بكلى دم فرو بست- و سخنى از جبر و ضرورت نظام موجودات- يا از امكان يا از استحاله و امتناع اشياء بزبان نياورد- و يا آنكه بايد تجزيه دقيق عقلانى بعمل آورد- و اعتبارات مختلف ذهن را از يكديگر باز شناخت- و چنانكه ميدانيم- مسئله ضرورت نظام موجودات در قديم و جديد- همواره در درجه اول اهميت قرار داشته- و امروز هم صاحبان مكاتب مختلف اعم از الهى و مادى- قسمتى از كاوشهاى خويش را به اين مسئله اختصاص دادهاند- و روى اين جهت اگر كسى بخواهد كه- مسئله ضرورت نظام موجودات برايش روشن شود- بايد تمام اقسام ضرورتها را- و بعبارت ديگر انواع احكام عقل را در اين زمينه تشخيص دهد- تا حقيقت روشن و جلو سفسطهها گرفته شود- .
ما اينجا دو قسم ضرورت ذاتى را- تحت عنوان دو اصطلاح فلسفى و منطقى بيان مىكنيم- و ضمنا يادآورى مىكنيم- كه قبل از طلوع نظريه اصالت وجود- از لحاظ تحقيق فلسفى در مواد سهگانه عقلى- شناختن اين دو قسم ضرورت ذاتى چندان لزومى نداشت- ولى بنا بر اصل اصالت وجود- اگر كسى اين دو قسم ضرورت را بخوبى باز نشناسد- گرفتار اشكالات عظيمى خواهد شد- و همان گرفتاريها است كه برخى را به طرف نفى وجود- و برخى ديگر را بسوى نظريه اعتبارى بودن وجود كشانيده است- .
طرفداران منطق ديالكتيك- چون اين دو قسم ضرورت را نمىشناختهاند-