اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٣٣ - اشكال
شده- كه پيوسته بواسطه وى در جنب و جوش است- بى اينكه دليلى بثبوت فاعل محرك- كه موجد حركت بوده باشد داشته باشيم- بلكه همين ماده قابله كه متحرك است كافى است- .(١) ٤-قانون عليت از شؤون واقعيت مطلق است- و اختصاصى به ماده و روابط مادى ندارد- .
٥-قانون عليت و منشعبات وى قوانين فلسفى هستند- و تحقيق در آنها از حوزه علوم جزئى خارج است- .
٦-قانون عليت و منشعبات وى- ناچار بايد بعنوان اصل موضوع- در علوم جزئى مورد استفاده قرار بگيرد- و اين علوم از اين قوانين نمىتوانند بكلى بىنياز باشند- .
٧-علم بعلت تامه موجب علم به معلول است- و از اينرو از وجود علت مىتوان بوجود معلول پى برد- .
٨-حوادث اين جهان ضرورت وقتى دارند- يعنى وقوع هر حادثهاى فقط در لحظه معين- قابل واقع شدن است و پس و پيش ندارد- .
٩-شرائط و اوضاع زمانى علت تامه اوضاع بعدى نيست- بلكه زمينه اوضاع بعدى است- و در عين حال بادلهاى كه بعدا خواهد آمد- اطلاع كامل از اين زمينه موجب پيشبينى قطعى است- .
١٠-تقدير و اراده ما فوق الطبيعى- در عرض علل طبيعى نه در طول معنا ندارد- .
١١-انسان در افعال خويش مختار و آزاد است- و اين آزادى و اختيار- با ضرورت على و معلولى منافى نيست (١)موضوع تقسيم علت به علل اربعه- فاعلى غائى مادى صورى- از تقسيمات ارسطوئى است- اگر فاعل را انسان فرض كنيم- و آن سلسله افعال انسان را در نظر بگيريم- كه از نوع تصرف در ماده خارجى است- نه افعال نفسانى از قبيل تصور و تصديق- و شوق و اراده و غيره- اين تقسيم ارسطوئى بسيار واضح است- تصرفاتى كه انسان در ماده خارجى مىكند- قائم به چهار ركن است فاعل غايت ماده صورت- فاعل خود انسان است كه علت وجود دهنده فعل است- غايت يا علت غائى همان چيزى است- كه انسان فعل را بخاطر رسيدن به او انجام مىدهد- و البته غايت از آن جهت علت شمرده مىشود-