اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٥٧ - اتفاق
و از اين جا است كه در جاهائى- كه ارتباط فاعل و فعل و غايت درست است- نمىشود دعوى اتفاق نمود- مثلا درست نيست بگوئيم- همه پلههاى نردبان را بالا رفتم اتفاقا ببام رسيدم- هر چه آب در حوض بود بيرون كشيدم- اتفاقا حوض خالى شد- سنگى از ديوار جدا شده و پائين آمد- و اتفاقا به زمين رسيد- .
بغايت خاص حركت آن ماده را تنظيم و تعيين مىكند- و آن را در جهت معين بحركت مىآورد- و آن ماده نيز همواره در همان جهت معين- بحركت خويش ادامه مىدهد البته مطلب تمام است- و حال آنكه آنچه در طبيعت مشاهده مىشود غير از اين است- در طبيعت انتظامات و توافقها- و هم آهنگيها بين اجزاء طبيعت ديده مىشود- كه همواره منجر بهدف معين مىشود- در طبيعت موجوداتى مشاهده مىشود- كه از ملياردها جزء مادى تركيب يافتهاند- و مجموعا يك واحد را تشكيل دادهاند- و در يك خط سير تكاملى سير مىكنند- و همواره بنفع بقاء خود فعاليتها مىكنند- و مواد داخلى و مواد خارجى را- بطرزهاى عجيب و حيرتآورى استخدام مىكنند- چنانكه از مطالعه عالم نباتات و حيوانات پيدا است- تنها مطالعه يك برگ از برگهاى درختان سبز كافى است- كه يك دفتر از اين تشكيلات- و انتظامات را بما نشان بدهد- در مواردى كه طبيعت با هزارها هزار اقسام فعاليت- نسبت متساوى دارد- فقط آن فعاليت را بخرج مىدهد- كه وى را به مقصد و هدف معين مىرساند- و از طرفى ثابت شده كه روابط فيزيكى- و مكانيكى اجزاء ماده كافى نيست- كه حركت موجوداتى را- كه در خط سير تكاملى حركت مىكنند توجيه كند- و اين اعمال هدفى غالبا در وجود حيوانات نيز- مخفى از شعور و از اراده آنها انجام مىيابد- توافق و هماهنگيهائى- كه در وجود نباتات و حيوانات هست- با روابط مكانيكى كه اجزاء آنها را- به منزله يك دستگاه ماشين فرض كنيم قابل توجيه نيست- چنانكه در علوم امروز ثابت و مبرهن شده است- على هذا مبدا اين توافق- و هم آهنگى بين اجزاء مختلف طبيعت چيست- و چرا يك مجموعه از ذرات واحدى را تشكيل ميدهند- و آن واحد يك سير تكاملى را آغاز مىكند- و بعبارت ديگر- اين توجه بهدف بين مجموعههاى مختلف- كه ما در طبيعت مىبينيم از كجا پيدا مىشود- و از چه راهى قابل توجيه است- زيرا نه خود طبيعت شاعر است- و نه اين هدفها مقتضاى ذات هر واحد- از اجزاء اين