اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٥٣ - وحدت وجود
البته نبايد تصور كرد- كه اين كثرت كثرت عددى است- زيرا عدد و شماره نيز- يكى از جلوههاى گوناگون هستى مىباشد- .
٣-ماهيات حقيقيه كه ما آنها را- جلوههاى گوناگون واقعيت خارج در ذهن ناميديم- در عين اينكه نسبت بواقعيت خارج- عينيت خارجى در ميان است- قهرا بايد وجود را موضوع بحث وحدت و كثرت قرار داد- .
اگر ماهيات را ما امورى عينى و واقعى بدانيم- و آنها را ملاك بحث در اين مسئله قرار دهيم- جاى گفتگو در كثرت واقعيت عينى نيست- زيرا بالبداهه اين ماهيات كه در ذهن ما جلوهگر هستند- متكثر و مختلف و متباين هستند- و فرض اينست كه عينا همين امور متكثره و متباينه- واقعيت عينى را تشكيل مىدهند- پس واقعيت عينى- از امور متكثره متباينهاى تشكيل يافته است- .
و اما اگر وجود را امرى عينى و اصيل- و ماهيات را اعتبارات ذهن بدانيم- جاى اين گفتگو هست- زيرا وجود از لحاظ ذهن ما مفهوم واحدى بيش نيست- و بايد تحقيق كرد كه آيا حقيقت وجود كه طارد عدم- و تشكيل دهنده خارج است واحد است يا كثير- اگر واحد است چگونه امر واحد من جميع الجهات- منشا انتزاع ماهيات كثيره متباينه شده- يعنى چرا ذهن ما انواع كثيره و افراد مختلفه دريافت مىكند- و اگر كثير است كثرت در وجود چه نحو است- و در اين صورت- چرا وجود بيش از مفهوم واحد در ذهن ما ندارد- .
با توجه به شكلى كه اين مسئله روى اصالت وجود- و اعتباريت ماهيت بخود مىگيرد- و با توجه بنظريات عمدهاى كه در اينجا ابراز شده- مىتوان اين مسئله را باين صورت طرح كرد- آيا وحدت محض بر واقعيت وجود حكمفرما است- يا كثرت محض يا هم وحدت و هم كثرت- .
در باب وحدت و كثرت وجود سه نظريه است-
١-وحدت وجود- ٢-كثرت و تباين وجودات- ٣-وحدت در عين كثرت و كثرت در عين وحدت- تشكك وجود
وحدت وجود
اين نظريه با اين شكل- كه با توجه باعتباريت ماهيات ابراز شده-