اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١١٦ - ضرورت و امكان
استحاله مىباشد- چنانكه مىگوييم- سلب واقعيت از خودش ضرورى العدم- و ممتنع و محال مىباشد بيان ديگر- از جمله بديهياتى كه ما كوچكترين شك و ترديد در وى روا نداشته- و مؤثرترين سلاح علمى خود ميدانيم- قانون عليت و معلوليت است- (١)هر حادثه علتى دارد- .
موضوعى ضرورى- و ازلى و ابدى است- و هر محمولى كه با موضوعى انتساب پيدا كرد ازلا چنين بوده است- و تا ابد چنين خواهد بود- و محال است كه خلاف آن صورت گيرد- و حال آنكه اگر دكتر ارانى به يك نفر- كه فى الجمله از منطق اطلاعاتى داشت مراجعه كرده بود- چنين سند فضاحتى بدست نمىداد- مثال برف و سفيدى مثالى است- كه از پيش خود اختراع كرده است- مثالهاى ضرورت- همانطورى كه منطقيين تصريح كرده و مىكنند- منحصر است به موارد نسبت ذات ماهيت به خودش- انسان انسان است- مثلث مثلث است- و موارد نسبت اجزاء ذات ماهيت به ماهيت- انسان حيوان است- مثلث شكل است- و موارد لوازم ذاتى ماهيت به ماهيت- هر انسانى شاغل مكان است- مثلث مجموعه زوايايش مساوى با دو قائمه است- و چنانكه واضح است معناى اين قضايا اين نيست- كه انسان هميشه انسان است و بيك حال باقى مىماند- و مثلث هميشه مثلث است و بيك حال باقى مىماند- بلكه معناى اين ضرورت صرفا اينست- كه هر چيزى كه انسان بود- ما دامى كه انسان بودنش محفوظ است- محال است كه انسان نباشد- سلب شىء از نفس- يا حيوان نباشد يا شاغل مكان نباشد- و همچنين مثال مثلث...
(١)در مقدمه اين مقاله- قانون عليت و معلوليت را تعريف كرديم- و گفتيم كه مطابق اين قانون- هر حادثهاى كه پديد مىآيد علتى دارد- و وقوع صدفه و اتفاق محال است- .
اگر بين اشياء رابطه على و معلولى نباشد- خواه از آن جهت- كه وقوع همه حوادث روى صدفه و اتفاق باشد- و خواه از آن جهت- كه همه موجودات واجب الوجود بالذات- و مستغنى از علت بوده باشند- قهرا هيچ رابطهاى بين هيچ موجودى- و موجود ديگر نخواهد بود- و همه از يكديگر بيگانه و جدا- و غير