اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٤٤ - چهارم علت غائى
[چهارم] علت غائى
چنانكه گفته شد ما در افعال اختياريه خودمان- كه معمولا با تفكر و تروى- براى رفع احتياجات وجودى انجام مىدهيم- غايت و غرض داريم- كه با وى نقص خود را تكميل مىنماييم- مىخوريم براى اينكه سيرى را بجاى گرسنگى بگذاريم- مىخوابيم براى اينكه بياسائيم- راه مىرويم براى اينكه بمقصد برسيم و...- .
ولى آيا(١)همه كارهاى اختيارى ما همين خاصه را دارند- با در اثر كشفيات جديد- جنبه فيزيكى نظريه وى بتحقق پيوست- و معلوم شد كه همانطورى كه ذيمقراطيس نظر داده- اجسام محسوسه ما يك واحد متصل نيستند- بلكه مجموعى از ذرات كوچك بعد دار هستند- كه واحد جسم آنها هستند- تقويت جنبه طبيعى نظريه ذيمقراطيس موجب شد- كه جنبه فلسفى نظريه وى نيز طرفدارانى پيدا كند- و مدعى شوند كه ذرات ذيمقراطيسى تجزيه ناپذيرند- و ماده المواد عالم همانها هستند- چنانكه ماكسول ذرات ذيمقراطيسى را- سنگهاى اولى كاخ جهان ناميد- ولى طولى نكشيد كه معلوم شد آن ذرات نيز- به نوبه خود از ذراتى كوچكتر تشكيل يافتهاند- و هنوز اين سؤال باقى است- كه ماده المواد عالم چيست- و هنوز هم كسانى كه معتقدند- كه ماده المواد جهان را فقط فلسفه بايد معرفى كند- و از عهده علم خارج است مدعى هستند- كه ذرات تشكيل دهنده آتم نيز ماده اولى نيستند- و ماده المواد چيز ديگرى بايد بوده باشد- .
در ميان نظريههاى معروف راجع به ماده المواد- نظريه متكلمين نيز به نوبه خود جلب توجه كرده- متكلمين جسم را مركب از جواهر فرد- و جزء لا يتجزاى حقيقى مىپندارند- به عقيده متكلمين اجزاء اوليه تشكيل دهنده جسم- به شكل نقطه جوهرى هستند- يعنى طول و عرض و عمق ندارند- و حتى ذهن نيز نمىتواند آنها را منقسم فرض كند- و در عين حال آن ذرات خالى از بعد شاغل مكان هستند- پس به عقيده متكلمين- ماده اولى عالم ذراتى است غير منقسم- كه نه تنها در خارج غير قابل تجزيه هستند- در ذهن نيز قابل تجزيه نيستند- تفصيل كامل اين نظريهها در مقاله ١٠ خواهد آمد (١)قبلا گفتم كه موضوع تقسيم علت- به علل چهارگانه معروف- اولين