اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٤ - تمايز علوم
٤-نقطههاى اتكاء فلسفه يا مبادى فلسفى- .
٥-اسلوب و روش فكر در فلسفه- .
٦-منشاء اختلاف علوم از لحاظ اصول متعارفه و موضوعه- و اسلوب و روش
تمايز علوم
هر علمى مجموعهاى از مسائل است كه- در آغاز ظهور آن علم بسيط و محدود بوده- و بعد توسعه و افزايش يافته است- بشر از دوران قديم تا كنون- همواره مسائل علمى را دستهبندى مىكرده- و بهر دستهاى نام مخصوص مىداده- طب هندسه حساب منطق فلسفه و غيره- مثل اينكه هر دسته بخصوصى را- به منزله افراد يك خانواده تشخيص مىداده- كه همه آنها از اصل واحد منشعب مىشوند- و بيك ريشه مىپيوندند- و همين جهت موجب امتياز- و جدائى آن دسته از مسائل از ساير مسائل بوده- و البته اين خانوادهها- بتدريج رو به ازدياد و توسعه رفتهاند- يعنى با مرور زمان هر اندازه مجاهدتهاى بيشترى- از طرف علما شده- افراد ديگرى از همان اصل واحد مستقيما توليد شده است- .
گاهى بين افراد هر خانوادهاى با خانواده ديگر- در عين اينكه از لحاظ خانوادگى متمايزاند- رابطهاى شبيه رابطه فاميلى ديده مىشود- كه قرابت و خويشاوندى علمى را- با علم ديگر نمايان مىسازد- نظير رابطهاى كه- بين علم حساب و علم هندسه وجود دارد- .
و همچنين بين هر فاميلى با فاميل ديگرى- رابطهاى شبيه رابطه نژادى ديده مىشود- نظير رابطهاى كه بين علوم نظرى در مقابل علوم عملى- هر يك با ديگرى ديده مىشود- .
ارتباط خانوادهها و فاميلها و نژادها- در علوم موجب شده- كه دانشمندان به تقسيم و طبقهبندى علوم بپردازند- و اولين تقسيم و طبقهبندى كه از قديم ديده مىشود- همان تقسيم و طبقهبندى معروف ارسطوئى است- و ابن سينا - آنرا به بهترين صورتى بيان و تكميل كرده- و برخى مانند شيخ اشراق ايراداتى بر آن وارد كردهاند- و برخى ديگر آن ايرادات را دفع كردهاند- دانشمندان جديد نيز بصور مختلفى- علوم را تقسيم و طبقهبندى كردهاند- كه در جاى خود مسطور است- و لزومى ندارد ما در اينجا كلام را اطاله كنيم- .
آنچه در اينجا لازم است بيان اين جهت است- كه آن اصل واحدى كه مسائل هر علمى را- بصورت افراد يك خانواده در آورده- و بين آنها رابطه