اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٦ - واقعيت و هستى اشياء
دروغهاى راستنما مىباشند- اگر چه ريشه اصلى اين معلومات واقعيتى هست- پيوسته يك حقيقت پاى بر جا- و غير قابل تغير و تحول بوده- و بر خلاف انتظار طرفداران حقيقت نسبى- هيچگاه از جاى من هستم- كه از علم حضورى نفس- بذات خويش سر چشمه مىگيرد- و يا حقيقت اينكه زمين يا خورشيد هست- كه از علم احساسى بديهى خارجى سر چشمه مىگيرد- و برخى ديگر نيازمند به بحث و تحقيق است- ولى در هر حال قبول و اذعان اصل كلى واقعيتى هست- و نفى زعم باطل سوفسطائى كه مدعى است- همه چيز هيچ اندر هيچ- و باطل اندر باطل است- و اصلا موجود شدن- و واقعيت پيدا كردن امرى محال و ممتنع است- بما فرصت و نوبت مىدهد كه اين حقائق جزئىتر را- بدون هيچ اشكال و مانعى اذعان كنيم- .
اين اصل كلى مانند ساير حقائق نظرى- بر خلاف حقائق اعتبارى كه در مقاله ٦ گذشت- اصلى است مطلق و ثابت- و هرگز مشمول قانون تحول و تكامل- و نشوء و ارتقاء نخواهد بود- و همانطورى كه در متن بيان شده- پيوسته يك حقيقت پاى بر جاء و غير قابل تغير و تحول بوده- و بر خلاف انتظار طرفداران حقيقت نسبى- هيچگاه از جاى خود تكان نخواهد خورد- يعنى بر خلاف زعم نسبيون - و طرفداران ماترياليسم ديالكتيك - چنانكه در مقاله ٤-گذشت- كه تمام اصول فكرى و عقلانى را- قابل تغيير و تبديل به ضد خود مىدانند- اين اصل كه حد فاصل رئاليسم و ايده آليسم است- هيچگاه تغيير نكرده- و تبديل به ضد خويش كه همان مدعاى ايده آليسم - و سوفسطائىگرى است نخواهد شد- مجددا يادآورى مىكنيم- كه اين اصل كلى كه نقطه شروع كنجكاوى فلسفى است- پس از قبول اصل كلى امتناع تناقض است- كه زير بناء جميع افكار و انديشههاى بشرى است- و در ساير علوم عموما- و در فلسفه خصوصا مورد استفاده است- .
همانطورى كه در مقدمه مقاله گفتيم- اصل امتناع تناقض و اصل اثبات واقعيت دو اصل متعارف عمدهاى است- كه مورد استفاده استدلالات و براهين فلسفى قرار مىگيرد- در حقيقت اين دو اصل به منزله دو بال اصلى است- كه سير و پرواز فلسفى قوه عاقله را- در صحنه پهناور هستى ميسر مىسازد- .
پس از قبول اصل كلى واقعيتى هست- و پس از توليد و تكثير اين