اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٠٧ - آيا موجود معدوم مىشود
در يك قطعه ديگر واقع مىشد- مانند اينكه فلان شىء خاص كه در فلان گوشه صندوق است- در گوشه ديگر آن واقع مىشد- يا فلان دانه زنجير كه در اين سر است- در آن سر يا در وسط بود- .
اين طرز تصور طرز تصور ابتدائى و عاميانهاى است- كه معمولا افراد از زمان و زمانيات دارند- ولى حقيقت اين است- كه زمان هويتى مستقل از هويت زمانيات ندارد- و بعبارت ديگر زمانيات هويتى خارج از زمان ندارند- و هر موجودى از موجودات زمانى- مرتبهاى از مراتب حركت و زمان است- و فرض موجودى در غير آن مرتبه از زمان كه واقع شده- عينا مثل اين است كه فرض كنيم آن موجود آن موجود نباشد- و ما در مقاله ١٠ كه مستقلا از قوه و فعل- و حركت و زمان بحث مىكنيم- به تفصيل در اطراف اين مطلب عالى- و ارجمند بحث مىكنيم- و نظريههاى جديدى كه اخيرا در تاييد اين مطلب- از طرف فلاسفه و دانشمندان فيزيكى- و رياضى ابراز شده بيان مىكنيم- در اينجا به دلائل مخصوص اين مطلب نمىپردازيم- فقط براى آنكه خواننده محترم- مقصود را واضحتر درك كند- با يك تشبيه مطلب را توضيح مىدهيم- .
زمانيات را با مراتب زمانىشان- نبايد به دانههاى زنجير كه پشت سر يكديگر رديف شدهاند- يا به اشيايى كه در يك صندوق- يا اطاق جا داده مىشود تنظير كرد- آنچه از اين لحاظ شبيه زمانيات و مراتب زمانى است- اعداد و مراتب آنها است- .
اعداد از يك تا لا نهايت مراتبى را تشكيل دادهاند- و هر عددى مرتبهاى را اشغال كرده- كه بموجب آن مرتبه مقدم بر بعضى- و مؤخر از بعضى ديگر است- مثلا عدد ٥ مرتبهاى را بين ٤ و ٦- و عدد ٨ مرتبهاى را بين ٧ و ٩ واجد است- و همچنين...- حالا ببينيم چه نسبتى بين هر عددى- و مرتبه آن عدد است- و آيا مرتبه هر عددى خارج از حقيقت آن عدد است- يا خارج نيست- بلكه مرتبه هر عددى مقوم آن عدد است- و بعبارت ديگر اگر يك عدد را در غير مرتبه خودش فرض كنيم- مثل آنكه ٥ را بجاى ٨ و ٨ را بجاى ٥ فرض كنيم- آن عدد خودش خودش است و فقط جايش تغيير كرده- يا آنكه در اين فرض آن عدد آن عدد نيست- يعنى آيا در اين صورت ٥ همان ٥ است- كه در جاى ٨ قرار گرفته- و ٨ همان ٨ است كه در جاى ٥ قرار گرفته- يا آنكه با فرض تغيير مرتبه ديگر ٥ خود ٥ نيست- بلكه اين ٥ فرضى ما همان خود ٨ است- و ٨ فرضى ما همان خود ٥ است- البته واضح است- كه هيچ عددى را با حفظ هويت و ذات- در غير مرتبه خودش نمىتوان فرض كرد- موجودات زمانى در مراتب زمان عينا از اين قبيل است- مثلا سعدى در يك قطعهاى از زمان گذشته بوده- و ما در يك قطعه از