اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٠٦ - آيا موجود معدوم مىشود
يا تاخر زمانى دارند نسبت به بعضى ديگر- و بنا بر اين- هر وجودى مرتبهاى از مراتب طولى على و معلولى- يا مراتب طولى زمانى را اشغال كرده است- اكنون مىخواهيم ببينيم هر وجودى چه نسبتى دارد- با مرتبهاى كه در آن مرتبه هست- مثلا وجودى مرتبه عليت دارد- و وجود ديگرى مرتبه معلوليت- آيا هر يك از اين دو وجود با مرتبهاى كه دارد- چه نسبتى دارد- آيا اين مرتبه خارج از حقيقت آن وجود است يا خارج نيست- يعنى اگر فرض كنيم كه آن وجود در آن مرتبه نباشد- خودش خودش است- و فقط يك امر خارجى از وى سلب شده- يا آنكه اگر فرض كنيم كه آن وجود در آن مرتبه نباشد- و در مرتبه ديگر باشد خودش خودش نيست- و هويت آن وجود عين مرتبه آن است- و همچنين در مراتب زمانى- مثلا حادثهاى در يك قطعه از زمان واقع مىشود- و حادثه ديگر در يك قطعه بعد از آن قطعه- و حادثه ديگر در يك قطعه ديگر قبل از آن قطعه- آيا آن حادثه با آن مرتبه از زمانى- كه آن را اشغال كرده چه نسبتى دارد- و اگر فرض كنيم آن حادثه بجاى حادثه قبلى- يا بجاى حادثه بعدى باشد خودش خودش خواهد بود- و فقط يكى از عوارض وجودى وى- كه بودن در قطعه خاص و مرتبه خاص از زمان است- از وى سلب شده- يا آنكه بودن آن حادثه در زمانى كه واقع شده- خارج از هويت و وجود آن حادثه نيست- و اگر فرض كنيم آن حادثه در قطعه ديگر- و در مرتبه ديگر از زمان باشد- ديگر آن حادثه آن حادثه نيست- يعنى زمان هر موجودى مقوم ذات آن موجود است- و زمان واقعيتى خارج از هويت- و شخصيت واقعى موجودات زمانى نيست- .
يكى از بهترين نتايجى كه از اصل اصالت وجود- و اصل تشكك وجود استنتاج مىشود- همين است كه مرتبه هر وجودى مقوم ذات آن وجود است- و حتى در مراتب زمانى نيز زمان خارج از هويت- و تشخص واقعى موجودات نيست- .
معمولا زمان را به منزله ظرفى- خارج از حقيقت وجود موجودات زمانى فرض مىكنند- يعنى زمان را موجودى علىحده- و زمانيات را موجودات ديگرى فرض مىكنند- و چنين مىپندارند- كه هر موجود زمانى در يك قسمت از آن موجود ديگر- كه بنام زمان خوانده مىشود قرار گرفته است- عينا مانند اشيايى كه در يك صندوق- يا اطاق جا داده مىشود- با اين فرق كه ظرفيت و گنجايش زمان طولى است- و ظرفيت صندوق و اطاق عرضى- از لحاظ طولى موجودات زمانى- كه در پشت سر يكديگر از لحاظ زمان قرار گرفتهاند- عينا شبيه به دانههاى يك زنجير است- كه پشت سر يكديگر رديف شدهاند- .
و چون زمان موجودى است- و زمانيات موجود ديگرى- مانعى ندارد كه يك حادثه زمانى- كه در يك قطعه از زمان واقع شده- با حفظ هويت و عينيت-