اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٦٢ - بخت خوب و بد
پيدايش موجودات كاملتر ديگرى مىباشند- و بنا بر اين غايت و فايده وجود اين پديدهها- همان غايت و فايده وجود كاملترشان مىباشد- زيرا تا اينها موجود نشده- و از خميره وجود كاملتر جدا نشوند وجود كاملتر پيدا نمىشود- .
مثل اينگونه پديدهها مثل خراطهايست- كه از دهانه رنده نجار كنار ريخته- و در نتيجه از چوب ناهموار يك درى درست بوجود مىآيد- چه چوب ناهموار- صلاحيت پيدا كردن شكل در را نخواهد داشت- مگر با تباه شدن مقدارى از ماده وى- .
مثال ديگر طرفداران ماترياليسم ديالكتيك - انقلاب خونين اجتماعى را با اينكه هزاران فجائع- و حوادث ناگوار را در برمىگيرد- براى استقرار رژيم سوسياليستى يا كمونيستى- كه اجتماع كامل معرفى مىشود- تجويز بلكه ايجاب مىكنند- و البته غايت وى نيز همان آرمان- و غايت اجتماع كامل مىباشد- .
گذشته از اين بخش دويم اشكال- پديدههائى يافت مىشود كه بيفايده هستند- مغالطهاى است كه در وى- از نمىدانم نيست نتيجه گرفته شده- آنچه مسلم است اينست كه براى اينگونه پديدهها- تا كنون فايدهاى كشف نشده- و اين جز اين است كه اينها در واقع نيز فايده ندارند- علاوه به اينكه ممكن است آينده علم- فوايدى براى آنها كشف نمايد
بخت خوب و بد
ما هر يك از كارهاى خود را براى آرمان- و غايتى كه در نظرمان مشخص هست انجام مىدهيم- و از طرفى از روى قريحه مسامحه كه در زندگى داريم- پيوسته غالب را بجاى دائم و كلى مىگذاريم- و از طرف ديگر البته براى رسيدن بهر مقصدى-