اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٤٥ - (١)امر اول
اينكه كارهاى اختيارى بسيارى داريم- كه از راه گزاف انجام گرفته- و در دنباله آنها غايتى يافت نمىشود- مانند بازيها و حركات بيهوده كودكان- و مانند بازيهائى كه از روى عادت- با سر و صورت و دست مىكنيم- و مانند نفسهائى كه بىفكر مىكشيم و جز آنها- و آيا در غير مورد افعال اختياريه- اين همه كارهاى بىشمار كه در جهان هستى- و در گاهواره طبيعت انجام مىگيرد- در حالى كه كمترين شعورى در آنها سراغ گرفته نشده- باز هم غايت دارند- و آيا خداى جهانيان- در آفرينش جهان غايت داشته و دارد- پاسخ اين پرسشهاى سهگانه مثبت است- و اينك توضيح مىدهيم- .
[چند امر لازم به تذكر است]
[(١)امر اول]
در مورد كارهاى بيهوده و گزاف- با تامل كمى مىتوان بغايت و آرمان پى برد- زيرا لزوم ندارد كه هر غايت غايت اجتماعى- بار از طرف ارسطو بيان شده- و گفتيم كه قدر متيقن اينست- كه اگر فاعل را انسان يا موجودى شبيه بانسان بدانيم- كه داراى حالاتى شبيه بحالات انسان بوده باشد- و فعل را نيز از نوع تصرف در ماده خارجى بدانيم- موضوع علل چهارگانه قابل تصديق است- در اينجا سه سؤال مهم راجع بعلت غائى پيش مىآيد- يكى راجع بخود انسان- و ديگرى راجع بطبيعت بى روح- و ديگرى راجع به مبدا كل و صانع كل- سؤال اول اينست- كه انسان بسيارى از افعال ارادى- و اختيارى خود را انجام مىدهد كه عبث و لغو است- مانند بازى با ريش و انگشتان- كه هيچ سود و غايتى را در بر ندارد- پس چگونه مىتوان گفت جميع افعال ارادى- و اختيارى انسان بخاطر غايتى انجام مىگيرد- سؤال دوم اينست كه در طبيعت بىجان- يعنى موادى كه احساس و ادراك ندارند- مانند جمادات و نباتات- فرض علت غائى چگونه قابل تصور است- سؤال سوم اينست كه آيا مبدا كل و صانع كل- كه فعلش از نوع تصرف در ماده نيست- بلكه تمام ما سوا از ماده و غير ماده- با نظام محفوظ و مرتبى كه دارند- فعل او بشمار مىروند غايتى دارد- در متن بهر سه سؤال مشروحا پاسخ داده شده است