اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٩٤ - قانون عليت
گرفته مىشود- كه شىء در هر حال علت مىخواهد- و البته لفظ شىء كه در اين نتيجه گفته مىشود- معرف حال تساوى شىء است نسبت بوجود و عدم- پس اگر بخود شىء نگاه نموده- و نظر بوجود و عدمش نداشته باشيم- در ميان دو طرف متقابل وجود و عدم واقع خواهد بود- و علت است كه يكى از دو طرف وجود و عدم را- رجحان فلاسفه اروپا مكتب عليت را مكانيسم اصطلاح كردهاند- از آن رو كه اين مكتب جهان را- بصورت يكدستگاه مكانيكى كه آلات و اجزاء مختلف وى- بيكديگر پيوسته است- و بطور منظم حركات مكانيكى انجام ميدهند- مجسم ميسازد- ولى ما بعدا خواهيم گفت كه- طرز تصور ما از عليت با تصور مكتب مكانيسم - كه روابط را منحصر به روابط مادى مىداند متفاوت است
قانون عليت
ما در بيانات خودمان اصل كلى عليت را- از دو قانون ديگر فرعى كه آنها را بنام سنخيت- و قانون جبر على و معلولى مىخوانيم مجزا شناختيم- ولى در بيانات بسيارى از دانشمندان- اين تجزيه بعمل نيامده- و همين عدم تجزيه به نوبه خود موجب اشتباهات- و سوء استنباطاتى شده است- و احيانا ديده مىشود- كه برخى از دانشمندان به قانون عليت حمله كردهاند- و پس از دقت معلوم شده- كه حمله آنان به اصل كلى عليت نيست- بلكه به يكى از دو قانون منشعب از اصل عليت- يا به ساير قوانين منشعبه از آن است- هر چند دقت فلسفى ثابت مىكند- كه انكار قانون سنخيت- يا قانون جبر على و معلولى- مستلزم انكار اصلى كلى عليت است- ولى تامل در گفتار دانشمندانى كه- اصل عليت را مورد حمله قرار دادهاند- روشن مىكند كه نظر اين دانشمندان اعراض از اصل ارتباط- و پيوستگى على و معلولى نيست- بلكه منظور اعراض از نظام معين- و مرتب على و معلولى است- كه نتيجه قانون سنخيت است- يا منظورشان اعراض از عدم جواز انفكاك معلول- از علت تامه است كه مفاد قانون جبر على و معلولى است- .
مثلا متكلمين آنجا كه مدعى مىشوند- كه موجود شاعر مريد فاعل آثار خويش است نه علت آنها- دو منظور دارند- يكى آنكه مىخواهند به اين وسيله نظريه معروف حكما را- در ترتيب صدور موجودات از ذات بارى- كه نتيجه