اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٠٢ - ٣-نظريه ماهوى
بعلت است- روشن مىشود كه نتيجه دومى اعم بوده و دائرهاش وسيعتر است- زيرا از روى همين نتيجه ممكنست معلولى پيدا شود- كه قدم زمانى داشته- و هيچ وقت مسبوق به عدم زمانى نبوده باشد- ولى نظر به نتيجه اولى- چنين موجودى را نمىشود گفت احتياج بعلت دارد- زيرا اين نتيجه تنها در مورد موجوداتى- كه سابقه عدم زمانى دارند حكومت مىنمايد- .
٢-هر چيزى كه با دو چيز نسبت متساوى داشته باشد- عقلا محال است كه بدون آنكه عامل مرجحى- براى يك طرف بالخصوص پيدا شود- آن چيز به آن طرف متمايل شود- امتناع تمايل يك چيز- كه با دو طرف نسبت متساوى دارد- به يك طرف بالخصوص بدون مرجح- همان قاعده عقلى معروفى است- كه امتناع ترجح بلا مرجح نام دارد- امتناع ترجح بلا مرجح- از بديهيات اوليه عقل است- و هر كسى كه درست آن را تصور كند- خواه ناخواه تصديق خواهد كرد- براى تصور اين قاعده عقلى- با اين مثالها مىتوان مانوس شد- فرض كنيد جسمى روى خط مستقيم- در جهت معينى حركت مىكند- در خلال حركت به عاملى برمىخورد- كه مانع ادامه حركت آن جسم در آن جهت معين است- و فرض كنيد كه امر دائر است- بين اينكه آن جسم به طرف راست يا به طرف چپ متمايل شود- ولى هيچ عاملى در واقع و نفس الامر وجود ندارد- كه موجب مزيت طرف راست يا طرف چپ بشود- آيا در اين صورت ممكن است كه آن جسم خود بخود- و بدون آنكه هيچ مرجحى در كار باشد- يك طرف معين را اختيار كند البته نه- يا فرض كنيد ترازوئى را- كه دو كفهاش در حال تعادل ايستادهاند- البته اگر ما بخواهيم يكى از آن دو كفه بر ديگرى بچربد- بايد كارى كنيم كه فشار قوه ثقل بر آن طرف زيادتر شود- مثل آنكه وزنهاى روى آن طرف بگذاريم- يا آنكه از طرف ديگر چيزى كم كنيم- حالا فرض كنيد- كه هيچ عملى كه موجب ازدياد قوه فشار ثقل بر يك طرف باشد- و مرجح آن طرف شود انجام نشد- و هيچ عاملى- چه از عواملى كه ما مىتوانيم درك كنيم- و چه از عواملى كه نمىتوانيم درك كنيم پيدا نشد- و شرائط كاملا مساوى است- آيا عقلا ممكن است كه خود بخود بيكطرف متمايل بشود...- قانون امتناع ترجح بلا مرجح يك قانون عقلى است- و به دلائلى كه بر خواننده مخفى نخواهد بود- نمىشود تجربى باشد- ولى در علوم تجربى مورد استفاده قرار مىگيرد- و لهذا اگر دانشمند تجربى-