اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٣٦ - اشكال
مىباشند- اگر چه فرقى در راه جذب و انجذاب دارند- و هم مىتوان گفت- كه انقسام علت بعلت فاعلى و مادى درين موارد- به مجرد اتفاق بوده- و مانند حصول توارث و قابليت بقاء- خود بخود بوجود آمده است پاسخ- ما يكبار مانند كسانى كه- اعتقاد بعلت و معلول را بسته بتداعى معانى- و تنها عادت ذهنى مىدانند- در مورد علت و معلول تنها بنام گذارى قناعت كرده- بدون اثبات رابطه حقيقى- در هر جائى كه موجودى دنبال موجودى پيدا شود- (١)پيشين را علت و پسين را معلول كسى در يكى از مقدمات سهگانه خدشه وارد ساخت- و مثلا نظر داد كه لزومى ندارد محرك غير از متحرك باشد- يا آنكه معتقد شد- بقاء عامل حركت به همراه حركت لازم نيست- و يا آنكه دور يا تسلسل ممتنع نيست- و يا اينكه فرض ارسطو مصداق دور و تسلسل نيست- البته برهان ارسطو براى اثبات محرك اول- ناقص خواهد ماند- ما در مقاله ١٤ كه براهين فلاسفه را- راجع باثبات صانع نقل و انتقاد مىكنيم- در اطراف اين برهان نيز بحث خواهيم كرد- و بهر حال موضوع وحدت محرك و متحرك- از بزرگترين مسائل فلسفى است- و بحسب نظر ماديين مانعى ندارد- كه متحرك عينا همان محرك باشد- ولى بحسب نظر ما ممتنع است- كه محرك عينا همان متحرك باشد- در متن نكات لازم بطور اشاره بيان شده- و چون تحقيق كامل اين مطلب موقوف بر اين است- كه از طرفى ماده- و از طرفى ديگر حركت را كاملا بشناسيم- ما در اينجا- به همان اندازه كه در متن بيان شده قناعت مىكنيم- و باقى را به عهده مقاله ١٠ مىگذاريم (١)براى تصديق و اذعان صحيح هر مسئله- و قانون علمى اولين شرط اينست- كه آن قانون و مسئله را خوب تصور كنيم- بعد از آنكه خوب تصور كرديم- حق داريم كه در مقام رد يا اثبات آن برآئيم- و اين مطلب در همه مسائل نظرى جارى است- و اختصاصى به فلسفه ندارد- بسيار ديده مىشود كه اشخاص- از يك مسئله دفاع مىكنند و يا بان حمله مىكنند- ولى پس از بررسى معلوم مىشود- تصور صحيحى از آن مسئله ندارند- البته اشكالى