اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٧٩ - بحثى با ماديين
علت فعل است- و با اينكه فعل در خارج بواسطه اجتماع اين جزء- و بقيه اجزاء با صفت وجوب موجود مىشود- ولى تا فعل نسبت بانسان مساوى الطرفين نبوده باشد- يعنى تا نسبت فعل انسان بانسان امكان نبوده باشد- به طورى كه ممكن باشد از فاعل صادر بشود- و ممكن فلسفى را با مغلطه و سفسطه- براى مريدان خويش بهر شكل هست توضيح ميدهند- بىفايده است بگوئيم- كه اين عقيده هم مثل عقيده تفويض محكوم ببطلان است- چه نتيجه قبول اين فكر اين خواهد بود- كه بعضى از افعال علتى دارند و برخى فاقد آنند- و يا اينكه در عين حال هم داراى علت و هم بىعلتند - .
حقيقتا من متحيرم نام اين گفتهها را جهل بگذارم- يا تجاهل و تقلب و تحريف- ما قبلا مشروحا توضيح داديم- كه تعبير امر بين امرين تعبيرى است- كه اولين بار توسط پيشوايان دين- در مورد دخالت اراده ذات بارى- در پيدايش افعال انسان- يا مطلق حوادث جهان ابراز شده- و كوچكترين تماسى با قبول يا انكار قانون عليت ندارد- و اين مطلب در تاريخ علم كلام سابقه روشن و واضحى دارد- و هر كسى با اندك مراجعهاى- ميتواند مطلب را كشف كند- نظريه تفويض و امر بين امرين- از طرف فلاسفه ابراز نشده- كه فلاسفه تفويضى براى نجات خويش- متوسل به نظريه امر بين امرين شده باشند- و اتفاقا اگر مفهوم جبر و تفويض- و امر بين امرين را از جنبه كلامى در نظر بگيريم- و با نظريههاى فلسفى مقايسه كنيم- نظريه تفويضى را- نزديكترين نظريهها به فلسفه مادى خواهيم يافت- زيرا طرفداران اين نظريه كه معتزله هستند- معتقدند كه عالم پس از خلقت اوليه بخود تفويض شده- و اراده خداوند در پيدايش حوادث جهان دخالتى ندارد- و چنانكه مىبينيم اين نظريه تا اندازهاى جنبه ماترياليستى دارد- و اما نظريه جبر مقابل تفويض- صد در صد يك نظريه باصطلاح ايدهآليستى است- زيرا رابطه على و معلولى- و سببى و مسببى را بين حوادث جهان بكلى منكر است- و همه حوادث را مستقيما مولود اراده ذات بارى مىداند- ايضا مىگويد مهمتر از همه اينست كه اعتقاد به اتفاق- ما را مستقيما وادار به ايمان بامور خارق العاده- و اعجاز نموده- مجبور بخلقت از عدم و ساير اباطيل ديگر مىكند- چنانكه ارسطو و سيسرون و لايب نيتس - و كريستيان ولف براى اثبات صانع- متمسك به عقيده اتفاق گرديده... - در اينجا جز آنكه