اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٤١ - دوم علت مادى
الف در بحثهاى ما ميان ماده و علت مادى فرق است- و آن اينست- كه مركبى كه از ماده و صورت تركيب يافته- جزء مادى نسبت بجزء ديگر صورى ماده است- كه صورت را مىپذيرد- و نسبت بمجموع مركب ماده و صورت علت مادى است- كه مركب در وجودش نيازمند اوست- ولى در صورت اولى صورت نيازمند ماده نيست- بلكه ماده بى صورت نمىتواند وجود داشته باشد- .
ب در عين حال چنانكه مشهود است- كه ما گفتگوى فلسفى خود را- با تسليم اصل مسلم علوم مادى- كه اجسام مركب از ذرات بسيار كوچكى- بنام ماده اجسام مىباشد ادامه مىدهيم- چون علوم مادى براى اين ماده عمومى- فعليتهاى چندى اثبات كردهاند- ما نيز ناچاريم- از روى قانون عليت و معلوليت عمومى- چنانكه در علت فاعلى گفتيم- مادهاى بسيطتر(١)از اين ماده مفروض- كه ما در بحثهاى خود باين ماده- نام ماده المواد و هيولى مىدهيم اثبات نمائيم (١)از آنچه قبلا بيان شد معلوم شد- كه ماده در اصطلاحات فلسفى به آن چيزى گفته مىشود- كه صورت و فعليتى را بپذيرد- در اصطلاحات عرفى نيز ماده- بمعنائى مشابه با اصطلاح فلسفى بكار برده مىشود- و معمولا انسان اگر بيك امر مصنوعى يا طبيعى بر بخورد- كه داراى فائده و خاصيت معين است- فورا مىپرسد كه ماده اين چيز چيست- يعنى اين چيز از چه ساخته شده و به اين صورت در آمده است- مثلا انسان مىپرسد كه ماده نمك طعام- يا ماده دندان يا استخوان چيست- يا آنكه مىپرسد ماده كاغذ- يا لاستيك يا نايلن چيست- در همه اين سؤالات مقصود اينست- كه آن چيزها كه استخوان يا كاغذ- يا لاستيك از آنها ساخته شده- و بعبارت ديگر آن چيزهائى كه در شرائط معين- حالت و صورت استخوانى يا كاغذى پيدا كرده چيست- .
در پاسخ اين گونه سؤالات عرفى- انسان معمولا بذكر همان امورى كه از تركيب آنها- جسم مورد سؤال ساخته شده قناعت مىكند- مثلا مىگويد نمك طعام از دو عنصر- يكى بنام كلر و يكى بنام سديم ساخته شده- و يا مىگويد استخوان از يك جزء آهكى- و يك جزء ديگر بنام اسئين ساخته شده-