اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١١٠ - آيا موجود معدوم مىشود
وجوب ذاتى نيست- و هر چند لازمه وجوب ذاتى ازليت و ابديت است- ولى لازمه ازليت و ابديت وجوب ذاتى نيست- .
اين سؤال نيز معضله مهمى است- و هر چند مستقيما در هيچ جا از كتب فلسفه طرح نشده- و مورد نفى و اثبات قرار نگرفته- ولى هر جا كه در كتب فلسفه حدود مطلب به اينجا كشيده- سخت فلاسفه را دچار اضطراب ساخته است- و همين مطلب است كه پايه استدلال عرفا قرار گرفته- و خواستهاند از روى برهان عقلى فلاسفه را ملزم سازند- كه به مدعاى آنان كه متكى بكشف و شهود است- در باب وحدت محض وجود- و نفى هر گونه كثرتى از آن اقرار كنند- از اين راه كه وجود مساوى با وجوب ذاتى- و وجوب ذاتى مساوى با وحدت است- پس وجود مساوى با وحدت است- و نيز همين مطلب يكى از جهاتى است- كه موجب شده شيخ اشراق باعتباريت وجود راى بدهد- و مدعى شود اگر وجود واقعيت عينى باشد- لازم مىآيد كه وجوب ذاتى داشته- و ممتنع العدم بوده باشد- .
ولى اگر خواننده محترم آنچه قبلا- در مقام فرق ميان ضرورت ذاتى منطقى- و ضرورت ذاتى فلسفى گفته شد در نظر داشته باشد- پاسخ اين سؤال برايش روشن است- اينكه مىگوئيم موجوديت وجود ضرورت ذاتى دارد- عينا مانند اينست كه مىگوئيم- انسانيت يا حيوانيت انسان براى انسان- يا تساوى مجموع زوايا با دو قائمه- از براى مثلث ضرورت دارد- معناى اين ضرورت ذاتى كه مصطلح منطقيين است- اينست كه اگر فرض كنيم شىء را- انسان با فرض انسان بودن آن شىء- حيوانيت برايش ضرورى است- و يا اگر فرض كنيم مثلثى را با فرض مثلث بودن آن مثلث- خاصيت تساوى مجموع زوايا با دو قائمه- برايش ضرورى است- و اما اينكه- آيا انسان يا مثلث حقيقتى است معلولى و قائم بغير- يا حقيقتى است غير معلولى و قائم بذات خارج- از مفاد اين قضيه است...- .
و همچنين اينكه مىگوئيم- هر وجودى موجود است بالضروره- يعنى هر وجود مفروضى در فرض اينكه وجود است- موجوديت برايش ضرورى است- و اما اينكه آن وجود حقيقتى است مستقل و قائم بالذات- واجب الوجود- يا حقيقتى است غير مستقل و معلولى و قائم بغير- ربطى به اين ضرورت ذاتى ندارد- .
و بعبارت ديگر ضرورت ذاتى فلسفى- در مقابل امكان فقرى است كه قبلا گفتيم- امكان فقرى وجود باين معنى بود- كه اين وجود در عين اينكه وجود است- و عين موجوديت است- حقيقتى است متعلق بغير و محتاج بغير- بلكه عين تعلق و احتياج بغير و باقى است ببقاء غير- و محفوظ است بحفظ غير- ولى وجوب ذاتى يك وجود باين معنى است- كه موجوديت آن وجود مستقل و بىنياز- و غير متكى