اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٠٩ - آيا موجود معدوم مىشود
از وجود است- نه مقوم جزء قبلى و نه مقوم جزء بعدى- .
و اگر واقعا بر وجودى از وجودات زمانيه عدم طارى شود- مىبايست آن وجود از همان زمان خودش رفع شود- و البته اين امرى است محال- .
پس معلوم شد- كه لازمه اينكه موجوديت خاصيت ضرورى وجود است- و هرگز عدم بر وجود طارى نمىشود- يا همانطورى كه در متن مقاله ٧ گذشت- و در اين مقاله نيز خواهد آمد- كه هرگز واقعيت هستى يك ماهيتى لا واقعيت نمىشود- اين نيست كه هر وجودى بايد ازلى و ابدى بوده باشد- و بعبارت ديگر اين قانون- كه هرگز موجود معدوم و معدوم موجود نمىشود- قانونى است كه صد در صد صحيح است- ولى تفسير اين قانون اين نيست- كه هر موجودى وجودش ازلى و ابدى است- و هر معدومى عدمش ازلى و ابدى است- .
بلكه همانطورى كه در مقاله ٧ گذشت- فقط لازمهاش اينست كه مثلا در مورد درخت بگوئيم- درخت بيد معينى كه در آب معين- و هواى معين و زمين معين- و در زمان معين سبز و موجود شد- هرگز همين قطعه معين زمان را با حفظ بقيه شرائط- از وجود وى تهى و خالى نمىشود فرض كرد- .
سؤال دوم- بنابر اينكه موجوديت خاصيت ذاتى وجود است- و ممتنع است كه از وى سلب شود- لازم مىآيد كه تمام وجودات واجب بوجوب ذاتى باشند- يعنى لازم مىآيد كه هر وجودى واجب الوجود باشد- و چون بنابر اصالت وجود- هيچ چيزى جز وجود حقيقت ندارد- و ماهيات اعتبارات ذهنند- و در موجوديت و معدوميت- و وجوب ذاتى و وجوب غيرى و عليت و معلوليت- و قدم و حدوث تابع وجودات هستند- لازم مىآيد كه هر موجودى واجب الوجود باشد- و اين مطلب علاوه بر آنكه خلاف مشهوداتى است- كه ما از حدوث اشياء- و از نشانههاى امكان اشياء داريم- و علاوه بر اينكه- خلاف مقتضى قانون عليت و معلوليت عمومى است- كه موجودات را بهم مربوط ساخته و نظامى پديد آورده- و همه علوم بر پايه اين قانون استوار شده است- خلاف مدعاى خود اين مقاله است- كه گفته شد ما سواى وجود بارى- ساير وجودات وجوب غيرى دارند- زيرا بنا به بيان فوق- موجوديت خاصيت ذاتى هر وجودى است- و هر وجودى موجود بالذات است- و وجوب ذاتى دارد- و نمىتواند وجوب غيرى داشته باشد- .
اين سؤال يا اشكال با سؤال اول فرق دارد- سؤال اول اين بود- كه لازمه اينكه عدم بر وجود طارى نمىشود- قديم و ازلى و ابدى بودن اشياء است- و اين سؤال اينست- كه لازمه اين مطلب وجوب ذاتى- و نفى امكان ذاتى اشياء است- و بر اهل فن پوشيده نيست- كه ملازمهاى بين ازلى و ابدى بودن با