اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٤ - واقعيت و هستى اشياء
بسم الله الرحمن الرحيم
واقعيت و هستى اشياء
ما هرگز ترديد نداريم و هم نبايد داشته باشيم- در اينكه در نخستين گامى كه مىخواهيم- پس از خاموش كردن ترانه سفسطه برداريم- با واقعيت اشياء مواجه شده- و سر و كار ما با واقعيت هستى خواهد بود- يعنى اصل واقعيت را اثبات نموده- و با غريزه غير قابل دفع خود به جستجو و كنجكاوى- از واقعيتهاى گوناگون خواهيم پرداخت- .
و بعبارت ديگر مىدانيم واقعيتى هست- (١)و سپس به توليد (١)اين همان اصلى است كه در مقدمه- بعنوان اصل اثبات واقعيت از آن ياد كرديم- اين اصل عبارت است از اذعان و تصديق- به اينكه اجمالا موجودى داريم- و بر خلاف زعم سوفسطائيان- جهان هيچ در هيچ و موجود بودن امرى پوچ نيست- .
اين اصل اصلى است يقينى و قطعى- و مورد قبول تمام اذهان بشرى- و نخستين نقطهاى است كه فكر انسان- در اين سير عقلانى بنام فلسفه كه در پيش دارد- آنرا مبدا و آغاز حركت خويش قرار مىدهد- .
بايد دانست كه بر هر فيلسوفى لازم است- كه افكار خويش را از يك نقطه قطعى- و غير قابل ترديدى آغاز كند- و براهين و استدلالات خويش را- بر روى يك پايه محكم و متين بگذارد- زيرا بديهى است كه اگر اساس و بنيان يك سلسله افكار- بنام افكار فلسفى بر يك فرضيه غير قطعى- و نظريه احتمالى گذاشته شود- هيچگونه ارزش و اعتبارى نمىتوان برايش قائل شد- زيرا بنيانى