اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٥ - موضوع چيست
ذاتى برقرار كرده چيست- .
و همچنين منشا قرابت فاميلى خانوادههاى مختلف علوم- و منشا قرابت نژادى فاميلها چيست- و آيا تمام نژادهاى علوم واقعا و حقيقتا- از يك جد اعلى منشعب مىشوند- و اگر چنين جد اعلائى در كار هست آن كيست و چيست- .
منطقيين و فلاسفه بعد از تحقيق و جستجوى بسيار- باين نتيجه رسيدهاند كه هيچ علمى خالى از موضوع نيست- و آن چيزى كه مسائل هر علمى را- بصورت افراد يك خانواده در مىآورد- همان موضوع آن علم است- و آن چيزى هم كه منشاء قرابتهاى فاميلى و نژادى علوم است- همانا قرابتهائى است كه بين موضوعات علوم برقرار است- و اگر براى همه علوم جد اعلائى قائل شويم- همانا آن جد اعلى نيز مربوط بموضوعات علوم است
موضوع چيست
موضوع هر علمى عبارت است- از آن چيزى كه در آن علم- از احوال و عوارض او گفتگو مىشود- و قضاياى مربوط به او حل مىشود- تدبر و تدقيق در مسائل هر علمى- و تجزيه مسائل آن روشن مىكند- كه همه آن مسائل بيان احكام و آثار- و عوارض و حالات يك شىء بخصوص است- و همان شىء بخصوص است كه همه آن مسائل را- بصورت افراد يك خانواده در آورده است- و ما آنرا موضوع آن علم مىناميم- .
در اينجا يك سؤال مهم- براى منطقيين و فلاسفه پيش آمده است- و آن اينكه نظر به اينكه- موضوعات علوم متباين من جميع الجهات نيستند- بلكه چنانكه قبلا اشاره كرديم- قرابتهائى بين موضوعات علوم برقرار است- و هما قرابتها- منشا خويشاوندى فاميلى و نژادى علوم است- مثل اينكه بين كم منفصل كه موضوع علم حساب شمرده شده- و كم متصل كه موضوع علم هندسه شمرده شده- قرابت جنسى است- يعنى هر دو از جنس كميت هستند- و از طرف ديگر آنچه موضوع يك علم ناميده مىشود- همواره داراى انواع و اقسامى است- و هر نوع و قسمى اختصاص دارد- بيك سلسله احكام و عوارض و حالات- مثل اينكه موضوع هندسه كه كم متصل شناخته مىشود- منقسم مىشود به خط و سطح و حجم- و هر يك از آنها احوال و عوارض مخصوص بخود دارد- و از طرفى هم كلمه عوارض و احكام كلمه كشدارى است- و آنچه از عوارض نوع و قسم يك شىء محسوب مىشود- از عوارض خود آن شىء نيز محسوب مىشود- و در اين صورت يا بايد جميع علوم را علم واحد بدانيم- يعنى مسائل مختلف جميع