اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٤٢ - سوم علت صورى
[سوم] علت صورى
در حقيقت وى همان فعليت شىء است- كه نام نوعى خود را بواسطه او برداشته مانند انسان گوسفند- گنجشك درخت بيد اكسيژن هيدروژن و...- .
و فرق ميان صورت و علت صورى- نظير فرق ميان ماده و علت مادى مىباشد چنانكه گفته شد- .
و طرف هم بهمين مقدار قانع مىشود- ولى ممكن است كه آن چيزهايى كه در مورد سؤال ما- نسبت به شىء مفروض ما ماده و مايه فرض شده- خود نيز به نوبه خود- مجموع مركبى از ماده و صورت بوده باشند- يعنى ممكن است- كه آنها نيز از اجتماع چندين ماده بسيطتر و سادهتر- كه صورت و فعليت خاصى را پذيرفتهاند بوجود آمده باشند- و آن مواد نيز ممكن است از مادههائى بسيطتر- و سادهتر بوجود آمده باشند- و چون ممكن نيست كه تا بىنهايت اين فرض پيش برود- بالاخره بايد منتهى شود به چيزى كه- او از اجتماع چندين ماده درست نشده- در اصطلاح فلسفى نه علمى چنين چيزى را عنصر مىگويند- ولى آيا عنصر بسيط است يا مركب- اگر بسيط است پس همه عناصر بايد يك نواخت- و داراى يك خاصيت بوده باشند- و حال آنكه اينطور نيست- پس معلوم مىشود- كه هر عنصر نيز از ماده مشتركه و صورت مخصوص بخود- كه منشا اختلاف اثر شده بوجود آمده است- و آن ماده مشتركه يا خود ماده حقيقى است- و يا آنكه مجموعى از ماده و صورت است- و بالاخره منتهى به ماده حقيقى است- ماده حقيقى چيزى است كه فقط ماده است- يعنى او چيزى است كه فعليت و واقعيتى- جز ماده بودن و مايه بودن ندارد- و اما ساير مراتب ماده حقيقى نيستند- بلكه ماده نسبى هستند- يعنى نسبت به امورى كه از آنها ساخته شدهاند ماده هستند- ولى خودشان مجموعى از ماده و صورتى هستند- .
مسئله غامض و مهمى- كه از آغاز تاريخ تفكر فلسفى- بشر را بخود متوجه ساخته اينست- كه ماده اولى يا ماده المواد عالم چيست- يعنى آن چيزى كه همه اين نقشها و صورتها- و فعليتها را بخود گرفته و پذيرفته است چيست- اين سؤال سؤال از علت مادى عالم است- همانطورى كه سؤال