اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٢١ - علتهاى چهارگانه
پاسخ فلسفه به پرسش اولى مثبت و چنان است- كه در آغاز اين مقاله تذكر داده شد- ولى پاسخ پرسش دومى مختلف- و به تفصيلى است كه گفته مىشود باشد مىبيند- كه عقربه در طى هر دقيقه بر جاى ثابتى ايستاده- و در آخر آن دقيقه با يك حركت يك درجه را مىپيمايد- علامه معاصر اينشتاين [١]در سال ١٩١٧ معترض شد- كه تئورى پلانك علاوه بر انفصال حركات- مطالب مهمى را در بر دارد- اگر در عمق اين معنى فرو رويم- بر اثر اينشتاين و ديگر دانشمندان- اذعان مىكنيم كه نظم و ترتيب قانون عليت- كه پيشتر پيشواى سير علوم و انديشه علماء ما بود- ديگر توانائى هدايت افكار ما را ندارد- بر طبق علوم قديم علوم پيش از قرن بيستم- قانون عليت حكم مىكند- كه دنيا سير ثابت و معينى دارد- كه از صبح ازل تا شام ابد- با زنجير عليت بهم پيوسته شده- هر علت را بطور قطع معلول معينى در پى است- و اين معلول خود علت پيدايش وضع جديدى است- و...بعبارت ديگر علوم قديم مىگفتند- كه اگر وضع كنونى جهان را بهAبنمائيم- وضع آتى آن شكل مفروض و معينBرا خواهد داشت- كه بطور قطع ازAنتيجه شده- ولى علوم جديد تا حال ما را باين نتيجه رسانيدهاند- كه بطور قطع نمىتوان حكم كرد- كه وضعAوضع مفروضBرا در پى دارد- ممكن است وضع جهان در لحظه بعد از وضعA- به شكلBياCياDيا وضع ديگرى باشد- ما نمىتوانيم بطور قطع- وضع آتى را پيش بينى كنيم- بر خلاف دانش قديم كه مىگفت- با داشتن وضعAبطور قطع- مىتوان وضع آتىBرا پيش بينى كرد- وضع آتى محتمل استCو يا وضع ديگرى باشد- علوم ما توانائى يافتهاند كه بگويند- احتمال وقوع هر يك از حالاتBياCياD...
چقدر است- حساب احتمالات- خلاصه علم به يقين راز آفرينش و سر غيب است- و هيچ محرم دل را در آن حرم راه نيست- مثالى بياوريم راديوم يا گوهر شب چراغ جسمى است- كه مدام نور و گرما از آن تراوش مىكند- در نتيجه اين فيضان نور و حرارت- آتمهاى راديوم يكايك- تبديل باتمهاى سرب و هليوم مىشوند- و چون سرب و هليوم از راديوم سبكترند- لذا بمرور زمان از وزن قطعه راديوم كاسته مىگردد- موضوع كلام ما اين نكته است- كه كاهش وزن قطعه راديوم در طول زمان- بر طبق فورمول عجيبى انجام مىپذيرد- كه بان
[١] . Albert-Einastein