اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٥١ - نكاتى چند يا نتايجى چند
است- حقيقت تشكيكى باصطلاح منطق- .
واقعيت هستى بحسب تمثيل مانند نور مىباشد- كه بنظر سطحى از جهت قوت و ضعف گوناگون است- .
نه مرتبه ضعيف وى نور آميخته بظلمت است- و نه مرتبه قوى او نور و چيزى ديگر- .
بيشترى در اطراف اين مسئله بدهيم- قبل از ورود بمطلب نكات ذيل را بيان مىكنيم- ١-هر چند تحقيق در وحدت و كثرت واقعيت عينى- سابقه ممتد و طولانى در تاريخ فلسفه دارد- ولى از اول باين صورتى كه- امروز مورد مطالعه ما است نبوده- بلكه تدريجا باين صورت در آمده- و اين جهت چنانكه خواهيم ديد معلول پيشرفتهاى ديگرى است- كه در ساير مسائل رخ داده- مخصوصا نظريه اصالت وجود و اعتباريت ماهيات- شكل و قيافه اين مسئله را بكلى تغيير داده است- و بديهى است كه در اين مقاله با توجه باصالت وجود- نظريه بالا داده شده است- .
٢-گاهى در ضمن مسائل فلسفى- به مسائل ديگرى بر مىخوريم كه آنها نيز- كم و بيش مربوط به بيان يكنوع وحدت و يگانگى- يا كثرت و بيگانگى موجودات جهان است- مثل تحقيق در اينكه- آيا همه موجودات جهان از اصل واحد بيرون آمدهاند- يا اينكه آيا بر همه موجودات- نظام واحد حكومت مىكند- و همه تحت قانون واحد يا اراده واحدى اداره مىشوند- يا اينكه آيا همه موجودات بسوى غايت واحد- و هدف واحدى مىشتابند- آن اصل واحد يا آن نظام واحد- يا آن غايت واحد چيست- .
البته اين مسائل نيز به نوبه خود- يك سلسله بحثهاى كلى و عمومى است- و همه مربوط به بيان يكنوع وحدت و يگانگى- يا كثرت و بيگانگى واقعيتهاى عينى است- و فلسفه بايد به پاسخ آنها بپردازد- ولى آنچه فعلا مطمح نظر ما است غير از اينها است- و از نظر فنى مهمتر و اساسىتر- و مقدم بر آن مسائل است- و اول بايد تكليف اين مسئله روشن شود- تا بعدا بانها نوبت برسد- .
٣-سابقا يادآورى شد- و از ضمن مسائل گذشته نيز معلوم شد كه- مسائل وجود كه در اين مقاله طرح شده- بعضى صرفا جنبه ذهنى دارد و بعضى صرفا جنبه عينى- و بعضى ذو جنبتين است- مسئله وحدت و كثرت واقعيت صد در صد جنبه عينى دارد- و محتاج به توضيح نيست- كه اين مسئله يك مسئله كلى و