اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٤٩ - نكاتى چند يا نتايجى چند
بواقعيت پى بردهايم- بايد اينگونه نتيجه گرفت- كه واقعيت بالذات معلوم است و هرگز مجهول نمىشود- يعنى فرض واقعيت مجهوله- عينا فرض واقعيت بىواقعيت است- .
بالذات- و مستغنى از تعريف است- اما بسيط بودنش امرى واضح و روشن است- و مىتوان برهان نيز بر بسيط بودنش- از راه اعم بودنش اقامه كرد- زيرا وجود از مفاهيم عامه است- و به وجهى شامل مفهوم عدم نيز هست- و مفهومى اعم از مفهوم وجود قابل فرض نيست- و بهمين دليل مركب نيست- زيرا همانطورى كه در منطق مبرهن است- هر مفهوم مركبى خواه ناخواه- بايد مركب شود از دو جزء- كه يكى اعم از خود آن مفهوم- و يكى مساوى بوده باشد و فرض- اين است كه اعم از مفهوم وجود امكان ندارد- و اما اينكه هر مفهوم بسيط بديهى است- بجهت آنكه مفهوم غير بديهى- آن مفهومى است كه عارض ذهن شده باشد- و لكن اجمال و ابهام داشته باشد- و بايست بوسيله تجزيه و تحليل- ذهن اجزاء تشكيل دهنده وى را روشن كرد- و به اين وسيله ابهام و اجمال آن را رفع كرد- و آن را بصورت معلوم بالتفصيل در آورد- و اين در مفاهيم مركبه كه اجزاء تشكيل دهندهاى دارد- و آن اجزاء بر ذهن مجهول است معنى دارد- اما مفهوم بسيط- هر چه هست همان است كه عارض ذهن شده- و هيچگونه ابهام و اجمالى در آن متصور نيست- و بالذات از غير خود متميز است- در مقدمه مقاله ٨ مفصلتر در اين باره بحث خواهد شد- .
على هذا مفاهيم بسيط- يا اصلا عارض ذهن نمىشوند- و ذهن نسبت بانها بكلى بى خبر است- و يا آنكه عارض ذهن مىشوند- در حالى كه هيچگونه ابهام و اجمالى در كار نيست- و از غير خود متميزند- و معناى بداهت نيز غير اين نيست- اين برهان در ساير مفاهيم عامه- كه مورد استفاده فلسفه واقع مىشود نيز جارى مىشود- .در اينجا توضيح چند نكته لازم است- ١ معنى بديهى و معلوم بالذات بودن- همين است كه گفتيم- يعنى عدم ابهام و اجمال- و متميز بودن بخودى خود از غير- بدون احتياج به تفسير و شرح- و گاهى بجاى كلمه بديهى كلمه فطرى استعمال مىشود- و همين معنى مقصود است- و البته مانند بسيارى از اشخاص نبايد اشتباه كرد- و پنداشت كه مفاهيم بديهى- مفاهيمى است كه ذاتى نفس است- و نفس از ابتدا تكون خود آن مفاهيم را همراه دارد- ما در مقاله ٥ ثابت كرديم- كه معلوم فطرى باين