اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٥٩ - اتفاق
نتايج آنها در وجودش منظور بوده- بلكه چون ابزار مخصوص را داشته- راهى كه موافق آنها است مىپيمايد- .
و نتيجه اين سخن اينست- كه اتفاق را كه نفى كردهاند بمعنى نفى علت فاعلى- يا نفى علت غير غائى گرفتهاند- .
و روشنتر از همه- اينكه در نكوهش متافيزيك مىگويند- كه طرفداران متافيزيك جهان را اتفاقى- و مخلوق از عدم مىدانند يعنى بى علت مادى سابق- و همچنين خدا را موجود اتفاقى مىدانند- يعنى بى علت فاعلى- و همچنين اعتقاد به معجزه قول باتفاق و استثنا است- يعنى نقض كليت قانون علت و معلول- و همچنين اثبات اختيار در افعال افراد- مستلزم اثبات اتفاق مىباشد يعنى نفى جبر علت- چنانكه از اين سخنان پراكنده كه نشان داديم- پيدا است اين گروه از اسم اتفاق معنى حقيقى او را- غايت غير مرتبط بعلت فاعلى گرفته- و معنى ديگر فعل بى فاعل يا ماده بوى دادهاند- و باين اندازه نيز نساخته- و متافيزيك را با قول بوجود اتفاق متهم داشته- و اين نسبت ناروا را دادهاند- با اينكه به گواهى مثالهائى- كه صدها امثال آنها در مطالب علمى و فلسفى- و محاورات روزانه از اين گروه سرمىزند- صد در صد مثبت وجود اتفاق مىباشند- .
بهر حال شبههاى- كه دامنگير ماديين گرديده اينست كه- حوادث عمومى كه با همديگر جور آمده- و توافق نشان ميدهند- مانند دارا بودن كره زمين به مواد و حوادث زمينى- و فعل و انفعالهاى جوى- مانند حوادث آسمانى و فصول اربعه و دورى و نزديكى- و ساير اوضاع زمين نسبت به خورشيد و ستارگان- كه يك رشته حوادث منظم و مرتبط بهم نتيجه مىدهد- و در نتيجه انواع موجودات زمينى- از نبات و حيوان و انسان- استفادههاى شايانى در بقاى خود از آنها مىنمايند- و همچنين تجهيزاتى- كه انواع اين موجودات در ساختمان