اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٦٩ - خاتمه
همه اختلافات- ماده يك نواخت را نشان مىدهد- و از اين روى همه اختلافات را- بسته به اختلاف تركيبات ماده تشخيص داده- و در همه موارد يكنوع واحد ماده يك نواخت يافته- و فرضيه گذشته را وضع مىكند- پس معنى فرضيه وى اين خواهد بود- كه هر ماده كه بواسطه تركيب خاصى بصورتى افتاد- پس از انحلال تركيب باز باقى است- .
وجود در خارج عين ماهيت است- و ممكن نيست كه وجود و ماهيت در خارج مغايرت داشته باشند- بعدا سؤال ديگرى پيش آمده كه- دو چيزى كه در ذهن نه عين يكديگرند- و نه يكى از آنها جزء ديگرى است- چگونه ممكن است در خارج عين يكديگر بوده باشند- در پاسخ اين سؤال بحث انتزاعى بودن وجود- و اينكه وجود از معقولات ثانيه است به ميان آمده- و دلائلى آورده شده كه وجود مفهومى انتزاعى است- و مفاهيم انتزاعى ما بحذاء جداگانه- از منشا انتزاعشان ندارند- در اين مرحله است كه سخن انتزاعى بودن- و اعتبارى بودن وجود به ميان مىآيد- شيخ اشراق در حكمه الاشراق - دلائل بسيارى اقامه مىكند كه- وجود مفهومى انتزاعى و اعتبارى است- ولى همچنانكه گفتيم شيخ اشراق نيز- اين مطلب را تحت عنوان زيادت وجود بر ماهيت- در خارج عنوان مىكند- نه تحت عنوان اصالت وجود و اصالت ماهيت- در اين مرحله هنوز سخن از اين است- كه وجود در خارج امرى علاوه بر ماهيت نيست- زيرا امرى اعتبارى است- و چنين تصور مىشده كه اگر وجود امرى اعتبارى و انتزاعى نباشد- لازم مىآيد كه در خارج امرى علاوه بر ماهيت بوده باشد- يعنى اين مسئله- بصورت دوران امر بين اصالت ماهيت و اصالت وجود مطرح- و مفهوم نبوده- در مرحله ديگر اين بحث دقيقتر مىشود- و آن مرحله در كتب محقق مير محمد باقر داماد - متوفى در سال ١٠٤٠ هجرى ديده مىشود- در اين مرحله بحث از اين است كه- اگر وجود امرى اعتبارى نباشد و امرى حقيقى باشد- لازمهاش اين نيست كه در خارج علاوه بر ماهيت باشد- بلكه لازمهاش اين است كه- ماهيت امرى اعتبارى و ذهنى باشد- در اين مرحله رسما بحث اصالت وجود و اصالت ماهيت- بهمين صورتى كه امروز مورد مطالعه ما است طرح مىشود- و محقق داماد كه خودش قائل باصالت ماهيت است- رسما از اصالت ماهيت در تحقق و در جعل نام مىبرد- و از آن