اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٥٧ - نكته ٢
مىكند- هويتى بيرون از ذهن نداشته- و مفهومى است بى مصداق- آنچه در خارج مسلم است اينست- كه هر چيزى علتى دارد- كه بواسطه وى جبرا بوجود مىآيد- و اما اينكه ما در راه مقاصد خود عوامل محيط خارج نامساعد باشد- تا حدى ميتواند در وضع تجهيزات ساختمان داخلى خود- تغييرات متناسب با ادامه بقاء در آن محيط- ايجاد نمايد- گياهها داراى خاصيت انطباق با محيط هستند- و اين خاصيت مستلزم قدرت تغيير مسير- و مجراى عمل است- ريشه گياه كه در زير زمين مىدود- اگر به نزديك سنگى برسد بخودى خود- يعنى تحت تاثير عوامل داخلى خود- مسير خود را تغيير مىدهد- بوته كدوئى كه بتدريج بزرگ مىشود- و بر روى زمين حركت مىكند- همينكه به نزديك ديوارى برسد- جهت مسير خود را عوض مىكند- و متوجه بالا مىشود و همينطور... پس معلوم مىشود- آن يكنواختى و محدوديت عمل- كه در جماد هست در نبات نيست- و فى الجمله ميدان عملى براى نبات هست- كه براى جماد نيست- البته واضح است كه نبات بواسطه پرتو ضعيفى از حيات- كه بوى رسيده قدرت تطبيق با محيط پيدا كرده- و ميتواند بر ماده مرده بىجان سلطه بخرج دهد- و آن را تابع خود كند- و بمنظور حفظ حيات و ادامه حيات- تصرفات متناسبى در ماده نمايد- .
همينكه فعاليتهاى حيوانى را- مورد مطالعه قرار مىدهيم- مىبينيم فعاليتهاى مخصوص حيوانى- يعنى فعاليتهاى ارادى حيوان به هيچ نحو آن- محدوديت و يكنواختى- و بر نهج واحد بودن را ندارد- حيوان در حركات ارادى خويش- از قبيل آب آشاميدن و غذا خوردن- و راه رفتن و غيره هيچگونه محدوديتى ندارد- زيرا از طرفى اين حركات و فعاليتها- وابسته است به اراده حيوان نه چيز ديگر- و از طرف ديگر يك نواخت- و بر نهج واحد نيست- حيوان قادر است در حالى كه رو به نقطهاى حركت مىكند- آنا اراده كند- و درست بجهت مخالف حركت اولى خود حركت كند- قادر است حركت دورانى كند- يعنى آنا فانا تغيير مسير و جهت بدهد- از محدوديت و يكنواختى فعاليت جمادات- به هيچ نحو در حيوان مشاهده نمىشود- اگر يك جسم جامد بخواهد حركات مختلفى بكند- مانند يكدستگاه ماشين- حتما لازم است نيروهاى خارجى او را اداره كند- ولى حيوان صرفا با استفاده از نيروى داخلى- يعنى نيروى احساس و اراده هزار جور حركت- و اثر مختلف ميتواند از خود نشان بدهد- يك كبوتر ميتواند به ميل خود- پشت سر يكديگر چندين معلق بزند-