اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٥٨ - نكته ٢
فداكارى مىنماييم- يا به تربيت و امر و نهى دست مىزنيم نه از راه- اينست كه در اعمال خود مختاريم- بلكه افعال ما در وجود مقاصد ما ذى دخل هستند- ما اگر كار را نكنيم به نتيجه كار نمىتوانيم برسيم- بر خلاف حوادث جهانى ديگر- مانند كسوف و خسوف و حركت زمين بنا بر اين حيوان بيش از نبات قادر است- مجراى عمل خود را تغيير دهد- و ميدان عمل وسيعترى براى حيوان باز است- و بديهى است كه بهر اندازه محدوديت عمل از بين برود- و ميدان وسيعترى پيدا شود- آزادى بيشترى پيدا مىشود- نسبت حيوان با حركت به اين سو- و حركت به آن سو متساوى است- و هر دو طرف برايش امكان دارد- و اين اختيار حيوان يعنى- ميل و اراده حيوان است- كه از آزادى مسير استفاده مىكند- و يك سو را انتخاب مىكند- .
يك قدم بالاتر- عالم فعاليت انسان را مورد مطالعه قرار مىدهيم- در اينجا آزادى را به حد اعلا- كه ممكن است فرض شود مشاهده مىكنيم- حيوان هر چند در حركات مخصوص حيوانى خويش آزاد است- و طبيعت مسير معين- و خط سير معين براى حيوان معين نكرده است- و ميدان عمل وسيعى به حيوان داده است- حيوان با انواع مختلف حركات- نسبت متساوى دارد- و فقط اراده و اختيار خود حيوان است- كه مسير را تعيين و مشخص مىكند- ولى يك چيز هست- و آن اينكه اراده و اختيار حيوان محدود است- باطاعت از تمايلات و غرائز حيوان- و هر چه مورد تصويب و موافقت غرائز- و تمايلات حيوان واقع شود- اراده حيوان بى درنگ عملى مىكند- اراده در وجود حيوان و انسان- بيشتر شبيه است به قوه مجريه- و اين قوه مجريه در وجود حيوان تابع فرمان بلا شرط- و مستبدانه غرائز و تمايلات است- و در حقيقت كشور وجود حيوان- در عين استقلال و آزادى و خود مختارى- زمام اختيار اين كشور- در دست يك سلسله تمايلات و غرائز است- و تحت هدايت و رهبرى آن تمايلات- و نيروى اجراء قوه مجريه است- كه مناسبات و روابط اين كشور با خارج رعايت مىشود- و مبادلاتى صورت مىگيرد- و دستگاه وجود حيوان اداره مىشود- در دستگاه وجود حيوان- به صرف اينكه تصور مطلوبى كه- موافق با يكى از تمايلات است پديد آمد- و موافقت وى با يكى از غرائز و تمايلات روشن شد- بى درنگ بحكم آن تمايل- نيروى اراده در صدد اجراء بر مىآيد و اجراء مىكند- مگر آنكه يك مانع خارجى پيدا شود- و مانع اجراء گردد- پس حيوان