اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٩ - واقعيت و هستى اشياء
ما ربوده مىشود پس واقعيت را بايد شناخت- و بدين وسيله موجودات واقعى را از موجودات پندارى- و حقايق را از وهميات تميز داد- .
اكنون چه بايد كرد- و بسوى كدام وسيله بايد دست دراز كرد- .(١) (١)در مقدمه مقاله گفتيم- كه انسان در طريق تحقيقات علمى- وسيلههاى مختلف بكار مىبرد- گاهى از روش حسى- و گاهى از روش عقلانى استفاده مىكند- گاهى به آزمايش و تجربه عملى- و گاهى به تجزيه و تحليل عقلانى مىپردازد- و فلسفه و علوم مطلقا- با آنكه همه محصول فعاليت فكر- و انديشه بشرى است- راهها و وسائل بدست آوردن آنها متفاوت است- و از اينرو است كه علماء منطق جديد- فصل جديدى در منطق باز كردهاند- و در آن فصل روشها و اسلوبهائى را كه لازم است- در هر علم بكار برده شود تعيين كردهاند- .
وارد شدن در اين فصل منطقى- و بحث از روشهاى علوم خارج از وظيفه فعلى ما است- آنچه تذكرش در اينجا مناسب است- همان است كه در متن اشاره شده- و آن عبارت است از تعيين اينكه- براى شناخت واقعيت و بعبارت ديگر- براى تحقيق غوامض فلسفى چه بايد كرد- و بسوى چه وسيلهاى بايد دست دراز كرد- تعيين اين مطلب مخصوصا از آن جهت لازم است- كه اخيرا برخى از كسانى كه حدود حس- و حدود عقل را بدرستى تشخيص ندادهاند- و در اعتبار و ارزش روش حسى- راه اغراق و مبالغه پيمودهاند- صريحا ادعا كردهاند كه يگانه وسيله منحصر بفرد- تحقيق در همه قسمتهاى حس و تجربه است- و بغير آن اعتمادى نيست- ما در مقاله ٥ آنجا كه اختلاف نظر منطق تعقلى- و منطق تجربى را بيان مىكرديم- جواب كافى باين ادعا داديم- و ثابت كرديم كه اين ادعاها- از عدم تعمق در حدود حس و عقل- و بررسى نكردن افكار و ادراكات- و محتويات ذهن ناشى شده- و روشن كرديم كه در حسىترين و تجربىترين علوم- قضايائى چند مورد استفاده قرار مىگيرد- كه گواهى از حس و تجربه ندارد- و صرفا جنبه عقلانى دارد- در اينجا در مقام توضيح متن- و اثبات اينكه نمىتوان منشا همه تصديقها- و اذعانهاى ضرورى ذهن را احساس دانست- اضافه مىكنيم كه يكى از تصديقهاى ضرورى ذهن ما- واقعيت داشتن خود احساس است- آيا وجود احساس را نيز ما احساس