اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٣٠ - واقعيت و هستى اشياء
آيا مانند دانشمندانى كه گفتهاند- حقايق را بايد با كمك حس و تجربه فقط بدست آورد- براى شناختن مطلق واقعيت و اوصاف- و خواص او بحس و تجربه بپردازيم- .
و يا به سخن آنانى كه گفتهاند- حقيقت بايد متكى بعمل و وابسته بكار بوده باشد- و گرنه انديشه و فكرى كه ارتباط بعمل نداشته باشد- پندار خالى بوده و از حقيقت دور است گوش كنيم- و يا مانند...- .
اين راهها راههاى رسائى هستند- ولى نسبت بمقصد ويژه خودشان نه بهر مقصد- .
اين دانشمندان كسانى هستند- كه به تحقيق در باره يك سلسله از امور ماديه- كه ميدان فعاليت حس و تجربه مىباشد اشتغال كردهايم- يكى ديگر از تصديقهاى ضرورى ذهن ما- واقعيت داشتن تجربه است- آيا وجود تجربه را ما با تجربه ثابت كردهايم- و بعلاوه همانطورى كه در متن بيان شده- خود اين ادعاها كه از اين اشخاص مىشنويم- كه به اين صورت تعبير مىشود- هر حقيقتى را فقط با حس و تجربه بايد بدست آورد- و يا اينكه بغير محسوس اعتبارى نيست- حسى و تجربى نيست- زيرا برخى كلى است و برخى منفى- و حس به منفى و كلى تعلق نمىگيرد- پس اگر بغير حس و تجربه اعتبارى نيست- بخود اين ادعاها نيز اعتبارى نيست- .
يك توجه مختصر بخود مسائل فلسفى- اين گمان كودكانه را از بين مىبرد- و روشن مىكند كه تحقيق اين مسائل- از حدود احساس و آزمايش خارج است- مثلا تصور همين مسائلى كه- در همين مقاله بنظر خواننده محترم مىرسد- اشتراك وجود اصالت وجود تشكيك وجود و غيره- بخوبى مىرساند كه ادعاى اينكه- تحقيق در اين مسائل را بايد از راه حس و تجربه- و در زير ذرهبين و لابلاى لابراتوار انجام داد- چه قدر مضحك و مسخره است- .
اشتباه در وسيله تحقيقات فلسفى- تا اندازه زيادى ناشى از اشتباه ديگرى است- راجع به اينكه فلسفه چيست- و چه فائدهاى دارد- و فرق آن با علم چيست- در مقاله ١ رفع اين اشتباهات به حد كافى شده است