روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩ - ترجمه
يكى از صحابه بر پاى خاست و گفت: أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللّٰهُ، اين مىگفت و مىگريست تا دست از او بازداشتند.
يٰا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظٰاهِرِينَ فِي الْأَرْضِ، اى قوم!امروز ملك و پادشاهى در دست شماست و شما در زمين غالبى [١]،يعنى زمين مصر،و دست ظفر است شما را بر بنى اسرايل.اين هم از [٢]قول مؤمن آل فرعون است. فَمَنْ يَنْصُرُنٰا مِنْ بَأْسِ اللّٰهِ، ما را كه نصرت كند و يار باشد از عذاب خداى چون به ما آيد؟ قٰالَ فِرْعَوْنُ، فرعون گفت: مٰا أُرِيكُمْ إِلاّٰ مٰا أَرىٰ، من با شما نمىنمايم الا آنچه [٣]مىبينم،يعنى به شما آن مىخواهم كه به خود مىخواهم،و آنچه براى خود صواب مىدانم[١٣٦-ر] شما را مىگويم. وَ مٰا أَهْدِيكُمْ إِلاّٰ سَبِيلَ الرَّشٰادِ، و شما را نمىنمايم الا راه راست.
وَ قٰالَ الَّذِي آمَنَ يٰا قَوْمِ [٤]، و گفت:آنكس كه ايمان آورده بود،يعنى خربيل، كه مؤمن آل فرعون بود.اراد يا قومى،فحذف الياء،اكتفا[ء]عنها بالكسرة،و مثله كثير،يعنى [٥]قوم فرعون. إِنِّي أَخٰافُ عَلَيْكُمْ مِثْلَ يَوْمِ الْأَحْزٰابِ، التقدير يوما.مثل يوم الاحزاب.من مىترسم بر شما روزى مانند روز احزاب و«الاحزاب»، الجماعات،واحدها حزب. آنگه احزاب را تفسير باز كرد،گفت:
مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عٰادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ، بمانند عادت قوم نوح و عاد و ثمود،كه قوم هود و صالح بودند و آنان كه پس ايشان بودند و هريكى از اين گروه،حزبى بودند [٦]،آنگه گفت،و اين معنى با ايشان به استحقاق رود،كه:
خداى تعالى نخواهد تا با بندگان ظلم كند.و تفسير توان دادن بر آنكه،ظلم بندگان نخواهد،يعنى كه نخواهد با بندگان ظلم كنند. [٧]و بر هر دو وجه دليل فساد مذهب مجبره كند كه گفتند:خداى تعالى ظلم كند يا ظلم خواهد. [٨]
وَ يٰا قَوْمِ إِنِّي أَخٰافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنٰادِ، خداى تعالى حكايت وعظ و تذكير و تنبيه او،قوم را بازگفت كه او گفت:اى قوم من!من مىترسم بر شما روز ندا كردن بر يكديگر،يعنى روز قيامت.و اين روز را براى آن روز«تنادى» [٩]خواند كه،
[١] .غالبى/غالبيد.
[٢] .گا،لا،آد:ندارد.
[٣] .گا،لا،آد افزوده:من
[٥] [٤] .گا،آد،افزوده:اى.
[٦] .گا،آد،افزوده:و ما اللّٰه يريد ظلما للعباد.
[٧] .گا:يعنى نخواهد كه بندگان ظلم كنند.
[٨] .گا،آد،افزوده:تعالى اللّٰه عما يقولون في شأنه.
[٩] .گا:تناد.