روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠١ - ترجمه
آنچه در او نعمتى است آشكارا.
اينان مىگويند:
نيست الا مرگ ما نخستين [١]و ما را زنده نخواهند كردن [٢].
بيارى پدران ما را اگر شما راستيگرى [٣].
ايشان [٤]بهتراند يا قوم تبع و آنان كه از پيش ايشان بودند به هلاك [٥]كرديم ايشان را،ايشان بودند گروهى گناهكاران.
نيافريديم آسمانها را و زمين را و آنچه در ميان آن است بازى كنان [٦].
نيافريديم اين هر دو الا به درستى و لكن بيشترينۀ ايشان ندانند.
روز قيامت وقت ايشان است جمله.
آن روز كه غنا [٧]نكند هيچ مولا از مولايش چيزى و نه ايشان را يارى كنند.
الا آن را كه رحمت كند خداى كه [٨]او قوى و بخشاينده است.
[٢٢٥-پ]،درخت زقوم.
طعام مرد بزهكار [٩]باشد.
چون دردى زيت مىجوشد در شكمها [١٠].
چون جوشيدن آب تافته [١١].
بگيرى او را و بكشى تا به ميان دوزخ.
[١] .لا:مگر مرگ اول.
[٢] .لا:و نيستيم ما زندكردگان بعد از مرگ.
[٣] .آب:راستگرى،ما:راستگويى،لا:راستگويانيد.
[٤] .لا:آيا ايشان.
[٥] .لا:كه هلاك،ما:هلاك.
[٦] .لا:در آن هر دو است به بازى.
[٧] .ما:غنى.
[٨] .ما،لا:بر.
[٩] .ما:طعام بزهكاران.
[١٠] .ما،لا:شكمها.
[١١] .ما،لا:گرم.