روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٢ - ترجمه
كه او را بر حالى ثبات نباشد. وَ إِنّٰا إِذٰا أَذَقْنَا الْإِنْسٰانَ مِنّٰا رَحْمَةً فَرِحَ بِهٰا ،گفت:
چون ما آدمى را رحمتى بچشانيم،به آن شاد شود و اگر چنان كه نكبتى و عقوبتى به او رسد،به گناهى كه كرده باشد كفران آرد و كافر شود،كه آدمى خود كافر نعمت است.
آنگه بازنمود كه من از ايشان مستغنىام و بىنياز،كه ملك آسمانها و زمين مراست،گفت: لِلّٰهِ مُلْكُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ،خداى راست پادشاهى آسمانها و زمين. يَخْلُقُ مٰا يَشٰاءُ ،بيافريند آنچه خواهد.چنان كه خواهد،آن را كه خواهد دختر دهد و آن را كه خواهد پسر دهد.
واثلة بن الاسقع گفت از رسول-صلى الله عليه و آله-كه او گفت:از خجستگى زن [١]باشد كه اول دختر زايد،آنگه پسر.نبينى كه حقتعالى [١٩٤-پ]در باب منت [٢]ابتدا به دختران كرد،آنگه ذكر پسران كرد،گفت: يَهَبُ لِمَنْ يَشٰاءُ إِنٰاثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشٰاءُ الذُّكُورَ .
أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرٰاناً وَ إِنٰاثاً ،جفت كند ايشان را،يعنى جفت دهد ايشان را پسران و دختران،يعنى،كس را باشد كه هر دو بدهد [٣]،هم پسر و هم دختر.و اين تزويج به معنى اقتران است،يقول [٤]العرب:زوجت ابلى اى،قرنتها باخرى.محمد [٥]الحنفية گفت:به يك شكم خواست يعنى [٦]،توأم.
اسحاق بن بشر [٧]گفت:آيت در حق پيغامبران آمد،آنگه عام شد در همه خلقان.
قوله: يَهَبُ لِمَنْ يَشٰاءُ إِنٰاثاً ،لوط [٨]را خواست كه همه دختر [٩]داشت،هيچ پسر نداشت، وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشٰاءُ الذُّكُورَ ،ابراهيم را خواست كه همه پسر داشت و هيچ دختر نداشت، أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرٰاناً وَ إِنٰاثاً ،رسول ما را خواست كه هم پسر داشت هم دختر داشت، وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشٰاءُ عَقِيماً ،يحيى و عيسى را خواست [١٠]كه ايشان را هرگز فرزند نبود.و حمل بر عموم اولىتر باشد.«عقيم»هم [١١]،مرد را گويند،هم زن
[١] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:آن.
[٢] .گا،آد:در اين آيه.
[٣] .آج،ما،گا،لا:بدهم.
[٤] .آج:تقول،گا:لقول.
[٥] .آج،گا،لا،آد،افزوده:بن.
[٦] .آج،ما،لا:به معنى.
[٧] .آج،لا:بشير.
[٨] .گا:شعيب.
[٩] .لا:دختران.
[١٠] .آج،ما،لا:يحيى را خواست و عيسى را.
[١١] .اساس:هر،به قياس با نسخۀ آج و سياق عبارت تصحيح شد.