روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٧ - ترجمه
قرآن يا خداى ايشان را. وَ بُشْرىٰ لِلْمُحْسِنِينَ ،و بشارت و مژده نكوكاران را.و محل او دو وجه را محتمل است از اعراب:يكى رفع على تقدير وَ هٰذٰا كِتٰابٌ مُصَدِّقٌ ... وَ بُشْرىٰ لِلْمُحْسِنِينَ ،او هو بشرى.و روا بود كه نصب بود على محل لينذر [١]اى انذارا و بشارة.و شايد كه حال بود على قراءة من قرأ باليا،اى منذرا.و مبشرا حال باشد از قرآن،و مثاله قوله:جئتك لازورك و اكراما لك،او [٢]مكرما لك.و روا بود كه مصدرى بود محذوف الفعل،اى و لتبشر [٣]المؤمنين بشرى.
إِنَّ الَّذِينَ قٰالُوا رَبُّنَا اللّٰهُ ثُمَّ اسْتَقٰامُوا- ،الآية،آنان كه گفتند:خداى ما اللّٰه است پس استقامت كردند و برآن بايستادند،آنان [٤]،كه بر ايشان ترسى نباشد و نه نيز اندوهگن شوند.و تفسير آيت به استقصا رفته است.
أُولٰئِكَ أَصْحٰابُ الْجَنَّةِ خٰالِدِينَ فِيهٰا ،الآية.گفت:ايشان اهل بهشتاند و هميشه آنجا باشند و ازآنجا بيرون [٥]نيايند. جَزٰاءً ،و پاداشت به آنچه كرده باشند و نصب جزا بر مفعول له باشد.
وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسٰانَ بِوٰالِدَيْهِ إِحْسٰاناً [٦] ،عامه قراء خواندند:حسنا،به ضم«حا»و سكون«سين»بر مصدر ثلاثى.و اهل كوفه،احسانا خواندند بر مصدر مزيد،من احسن احسانا،به دو الف.گفت:ما اندرز كرديم آدمى را به نيكويى كردن با مادر و پدرش. حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً .اى مشقة.ابن كثير و نافع و ابو عمرو خواندند به فتح كاف.و باقى به ضم كاف. وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً ،گفت:مادر به او بار برگرفت و بار بنهاد به او به رنج و مشقت،براى آنكه آبستن را هم در حال حمل رنج رسد [٧]،هم در حال وضع.و كره و كره،دو لغت است،و قيل:الكره،المشقة.و الكره،الاكراه. وَ حَمْلُهُ وَ فِصٰالُهُ ثَلاٰثُونَ شَهْراً ،و بار برگرفتنش و از شير باز كردنش سى ماه بود.جمله مفسران گفتند[٢٥٤-پ]حملش شش ماه و شير دادن [٨]دو سال.و اين دليل است بر آنكه اقل حمل شش ماه بود.و محمد بن اسحاق گفت:حملش نه[ماه] [٩]باشد و شير دادن
[١] .آج،ما،گا،لا،آد:لتنذر.
[٢] .گا:اى.
[٣] .اساس:فنبشر،به قياس با نسخۀ ما،تصحيح شد.
[٤] .آج،ما،لا:ايشان آنانند.
[٥] .ما،لا:برون.
[٦] .اساس و كليۀ نسخه بدلها:حسنا،به قياس قرآن مجيد تصحيح شد.
[٧] .آج،ما،گا،آد،افزوده:و.
[٨] .آج،ما،گا،آد:شير دادنش.
[٩] .اساس:ندارد،از آج،افزوده شد.