روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٩ - ترجمه
گفت:بستر آن را و«عباد»بنويس،و اين خبر قوت قرائت اول است،صورت استفهام است و مراد تقريع و ملامت. أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ [١]،گفت:حاضر بودند ايشان كه من ايشان را آفريدم؟ نافع خواند:اشهدوا،به ضم«الف»و سكون«شين»و كسر«ها»على ما لم- يسم فاعله من الاشهاد،گفت:حاضر كردند ايشان را به آفريدن فريشتگان.و بر اين قرائت همزۀ استفهام مقدر باشد در كلام،به معنى جحد،يعنى،لم يشهدوا،حاضر نكردند ايشان را.و باقى اشهدوا خواندند،به همزۀ استفهام و فعل ماضى ثلاثى، گفت:حاضر بودند ايشان به خلق [٢]فريشتگان.و خداى مىگويد: مٰا أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ لاٰ خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ [٣]... ،آنگه گفت: سَتُكْتَبُ شَهٰادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ ،بنويسند[٢٠٣-ر]گوايى [٤]ايشان،و ايشان را از اين گوايى [٥]بپرسند تا چرا گوايى [٦]دادند [٧]كه ندانستند؟و اين بر سبيل وعيد و تهديد فرمود.
وَ قٰالُوا لَوْ شٰاءَ الرَّحْمٰنُ مٰا عَبَدْنٰاهُمْ ،آنگه حكايت جبر كرد از مشركان و بازنمود [٨]كه اين مثل در حق ايشان محقق است كه:مع كفره قدرى.گفت،گفتند اين مشركان كه:اگر خداى خواستى ما نپرستيدمانى فريشتگان را،پس اين عبادت ما ايشان را به خواست خداى است،نگر!كه مجبران چگونه اقتباس كردند مذهب جبر را از مشركان!و مشركان قديمتراند از ايشان براى آنكه شرك پيشتر [٩]از جبر بود.و اگر انديشه كنى از آياتى كه در قرآن هست،مانند اين،شرك و جبر به يك جاى بوده است.اين جماعت،جبر بر گرفتند [١٠]و شرك نيز رها نكردند [١١]آنجا كه اثبات قدما كردند با او،و قديمى صفت اخص كه اشتراك در او ايجاب تماثل [١٢]كند، -تعالى اللّٰه عما يقول الجاهلون علوا كبيرا.
آنگه گفت: مٰا لَهُمْ بِذٰلِكَ مِنْ عِلْمٍ ،ايشان را به آن علم نيست. إِنْ هُمْ إِلاّٰ يَخْرُصُونَ ،جز دروغ نمىگويند.اين گفتار دروغ است از همهكس اگر مشرك
[١] .گا اين بخش از آيه را بر عبارت«صورت استفهام است و مراد تقريع و ملامت»،مقدم آورده است.
[٢] .لا:به آفريدن.
[٣] .سورۀ كهف(١٨)آيۀ ٥١.
[٦] [٥] [٤] .آج،ما،گا،لا،آد:گواهى.
[٧] .لا،افزوده:بر چيزى.
[٨] .لا:باز نمودن.
[٩] .آج،ما،گا،آد:پيش.
[١٠] .گا،آد:بگرفتند.
[١١] .لا،افزوده:از.
[١٢] .ما:تمثال.