روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٠ - ترجمه
است كه،چون رسول-عليه السلام-اميرالمؤمنين [١]را گفت عند منصرفه من باب [٢]السلاسل:
و اللّٰه لو لا اني اشفق ان يقول فيك طوائف من امتي ما قالت النصارى فى المسيح بن مريم لقلت اليوم فيك مقالا لا بملإ [٣]من امتي الا اخذوا التراب [٤]من تحت [٢١٤-پ]قدميك يستشفون به. جماعتى منافقان گفتند:ما رضى لمن [٥]يضرب لابن عمه مثلا الا [٦]بالمسيح بن مريم،راضى نيست محمد كه مثل زند پسر عمش را و تشبيه [٧]كند او را به كسى مگر به عيسى بن مريم.خداى تعالى اين آيت فرستاد و اين حال از ايشان بازگفت:
وَ قٰالُوا ،كافران گفتند: آلِهَتُنٰا خَيْرٌ ،«الف»،استفهام مقدر است اين جا و براى آن حذف كرد [٨]كه در كلام عوضى هست از او كه دليل مىكند بر حذف او،و آن «ام»است كه معادل اوست فى قوله: أَمْ هُوَ ،چنان كه شاعر گفت:
كذبتك عينك ام رأيت بواسط
غلس الظلام من الرباب خيالا
كافران گفتند:خدايان ما بهتراند يا او،يعنى،محمد؟تا ما ايشان را رها كنيم و طاعت او داريم.
سدى و ابن زيد گفتند [٩]:الا هو،عيسى را خواستند آنگه گفت: مٰا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلاّٰ جَدَلاً .اين مثل براى تو بر سبيل جدل و خصومت زدند،و اين جدل آن بود كه گفتند،محمد مىگويد كه:هر معبود كه دون خداى است به دوزخ است،ما راضى شديم.به آنكه [١٠]معبودان ما از بتان ما [١١]عيسى و عزير و فريشتگان به دوزخ شوند، يعنى،اگر عيسى شايد تا [١٢]به دوزخ شود [١٣]،نه اينان [١٤]بهتراند از او،و اين [١٥]الزامى است نه لازم براى آنكه اين خطاب مخصوص است به اصنام و عباد ايشان [١٦].و نصب«جدلا»،بر مفعول له باشد و روا بود كه [١٧]مصدرى بود در جاى حال،اى،
[١] .آج،افزوده:على بن ابى طالب،ما،لا:على را-عليه السلام-،گا:عليه السلام.
[٢] .ما،گا،لا،آد:ذات.
[٣] .آج،لا،آد:تمر بملإ،ما،گا:لا تمر يملأ.
[٤] .گا:اخذ التراب.
[٥] .آج،ما،گا،آد:ان.
[٦] .آج،افزوده:و.
[٧] .آج،ما:نسبت.
[٨] .لا:كردند.
[٩] .لا:سدى گفت و ابن زيد.
[١٠] .ما:با آن،آج:ندارد.
[١١] .آج،ما:يا،گا،آد:با.
[١٢] .گا،لا،آد:كه.
[١٣] .آج:شايد به دوزخ،گا،آد:رود.
[١٤] .گا،آد:اين بتان.
[١٥] .آج:واو را.
[١٦] .گا:معبودان ايشان بدون خداى.
[١٧] .لا،افزوده:بر.