روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٧ - ترجمه
آنگه تنبيه كرد خلقان را و تذكير نعمت،گفت: وَ مٰا خَلَقْنَا السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَيْنَهُمٰا لاٰعِبِينَ ،ما آسمان و زمين و آنچه در ميان آن است به بازى نيافريديم، يعنى به حكمت و مصلحت آفريديم.
مٰا خَلَقْنٰاهُمٰا إِلاّٰ بِالْحَقِّ ،ما نيافريديم آن را،يعنى،آسمان و زمين را مگر بحق،و لكن بيشتر مردمان نمىدانند.
آنگه گفت: إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ ،روز قيامت كه روز فرق و فصل و تمييز [١]باشد،كه جدا كنند ميان مؤمنان و كافران،و گفتند:روز حكم خواست كه فصل حكم باشد و حاكم را فصال گويند،يعنى،روز قيامت ميقات و ميعاد ايشان باشد [٢].
يَوْمَ لاٰ يُغْنِي ،آن روز كه غنا نكند و بنگزيراند [٣]هيچ مولى از مولى چيزى.و مولى لفظى است مشترك ميان بسيار معانى از معتق و معتق و سيد و بنده و پسر عم و همسايه و ناصر و هم سوگند و رفيق و اولى،و اينان را بيان كردهايم در سورة المائده.
گفت:روز قيامت از اينان هيچيك از يك غنا نكنند و كس از كس عذاب بازندارد ،نه سيد از بنده و نه آزاد كرده از آزادكننده و نه پسر عم از پسر عم و نه هيچ از يكديگر [٤]. وَ لاٰ هُمْ يُنْصَرُونَ ،و نه ايشان را نصرت كنند.
إِلاّٰ مَنْ رَحِمَ اللّٰهُ ،الا آن را كه خداى بر او رحمت كند كه او خداى است عزيز و رحيم،غالب و منيع و بخشاينده.
إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ ،گفت:درخت زقوم.
طَعٰامُ الْأَثِيمِ ،طعام آن ناكس [٥]كنيم كه اثيم و بزهكار است.گفتند:مراد ابو جهل است.
كَالْمُهْلِ ،چون دردى زيت [٦]، يَغْلِي فِي الْبُطُونِ ،ابن كثير و حفص و رويس خواندند:يغلى،به«يا»اسناد فعل با مهل كردند و باقى قرأ به«تا»ى تأنيث اسنادا الى الشجرة،مىجوشد در شكمها [٧].
[١] .ما،گا،لا:تميز.
[٢] .آج،ما،لا:ايشان باشد جمله،گا،آد:جملۀ ايشان باشد.
[٣] .آج:بنگريزاند،ما:بنگزايد،گا،آد:نگريزاند.
[٤] .ما:از دگر يك.
[٥] .آج،آب،گا:كس،آد:آنكس است كه او بزهكار است.
[٦] .گا،آد،افزوده:و گفتند چون نحاس گداخته.
[٧] .گا،آد،افزوده:ايشان.