روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٢ - ترجمه
خواهند كردن؟ گفت: سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ ،اين«سين»استقبال است.گفت:خواهند گفتن [١]تو را و هنوز ناگفته تا معجزهاى باشد رسول را و دليلى كافران و منافقان را و بصيرتى [٢]مؤمنان را.المخلفون،بازگذاشتگان.يقال خلفته فتخلف،بازگذاشتم [٣]او را بازماند.و آن [٤]اعراب غفار [٥]و مزينه و جهينه و اشجع و اسلم و دويل بودند در قول عبد اللّٰه عباس و مجاهد.
و آن،آن [٦]بود كه:چون رسول-عليه السلام-خواست تا به مكه رود عام الحديبية تا [٧]عمره آرد،اعراب را كه پيرامن مدينه [٨]بودند ايشان را بخواند و گفت:بايد تا با من بيايى براى استظهار را تا اگر قريش مرا منع كنند و حاجت باشد به كالزار [٩]،ما را نيز لشكرى باشد.و رسول-عليه السلام-احرامها گرفت به عمره و هدى براند تا مردم بدانند كه او عزم كالزار [١٠]ندارد،آنان كه صحابه بودند با او برفتند،و اما اعراب بيشتر تثاقل [١١]كردند و گفتند:ما كجا رويم؟به قومى خواهيم رفتن كه بيامدند و صحايب [١٢]او را بكشتند [١٣]تا با ايشان قتال كنيم اين نه راى است،بازايستادند و هركسى تعللى [١٤]كردند به اشغالى [١٥]،خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت:خواهند گفتن تو را اين اعراب مخلف بازپس گذاشته،متخلف بازمانده بر سبيل اعتذار و تعلل، شَغَلَتْنٰا أَمْوٰالُنٰا وَ أَهْلُونٰا ،ما را مشغول باز كردند [١٦]اهل ما و مال ما ازآنكه [٢٩٢-پ]در صحبت و خدمت تو بيامدمانى [١٧].اكنون، فَاسْتَغْفِرْ لَنٰا ،براى ما استغفار كن و آمرزش خواه از خداى تعالى.خداى تعالى خبر داد از دل ايشان،گفت:دروغ مىگويند اين كه مىگويند [١٨]اين گناه مىشناسيم [١٩]و رغبت مىكنيم به استغفار تو.گفت:
[١] .ما:خواهند گفتند.
[٢] .آج،لا:نصرتى،ما:نصرت.
[٣] .آج:بازگذاشتيم.
[٤] .آج،ما:از.
[٥] .گا،آد:عقار،لا:غفاره.
[٦] .گا،لا،آد:چنان.
[٧] .گا،آد:و.
[٨] .گا:مكه.
[١٠] [٩] .آج،ما،گا،لا:كارزار.
[١١] .گا،آد:تغافل.
[١٢] .آج،ما،گا،لا،آد:صحابه.
[١٣] .آج،ما:بكشتن.
[١٤] .آج:تعلل.
[١٥] .ما:به استقالى،گا:به انتقالى.
[١٦] .آج،ما،گا،لا،آد:مشغول كرد.
[١٧] .آج:بياييم،ما:بيامدى.
[١٨] .اساس:مىگويى،به قياس با نسخۀ آج،تصحيح شد.
[١٩] .گا،آد:اين ايستادن از تو گناه مىشناسيم.