روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٠ - ترجمه
هر بينتى [١]كه هركه بر او رود و كار كند بر او،به مطلوب و مقصود رسد در دين،آن را شريعت خواندند. فَاتَّبِعْهٰا ،متابعت كن آن را،و متابعت[٢٤٠-ر]هواى جاهلان مكن.و اين آنگه بود كه ايشان رسول [٢]دعوت كردند با دين خود.
إِنَّهُمْ لَنْ يُغْنُوا عَنْكَ مِنَ اللّٰهِ شَيْئاً ،كه ايشان از تو هيچ غنا نكنند و در پيش كار تو بنايستند. وَ إِنَّ الظّٰالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيٰاءُ بَعْضٍ ،و آنان كه كافراند بعضى دوستان بهرىاند و به يكديگر اولىتراند و متناصراند و يكديگر را يارى دهند. وَ اللّٰهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ و خداى تعالى يار پرهيزكاران است.
هٰذٰا بَصٰائِرُ لِلنّٰاسِ ،اين بصيرتها و ادلت است كه مردم به آن را حق ببينند، وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ ،و بيانى و لطفى و رحمتى و نعمتى است از خداى تعالى گروهى را كه ايشان متيقن باشند و شاك نباشند و بر حقايق واقف باشند.
أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئٰاتِ ،يا گمان مىبرند آنان كه اكتساب سيئات كردهاند كه ما ايشان را همچون مؤمنان خواهيم كردن كه عمل صالح كنند و ايشان را به يك منزلت فروخواهيم آوردن و تسويت كردن ميان اينان و ايشان.آنگه وصف كرد كافران را،گفت:راست است زندگانى و مرگ ايشان.و وجود و عدم ايشان در باب قلت خير، سَوٰاءً مَحْيٰاهُمْ وَ مَمٰاتُهُمْ ،كوفيان خواندند الا أبو بكر: سَوٰاءً ،به نصب، على اضمار فعل دل عليه الظاهر،و التقدير:بل نجعلهم [٣]سواء محياهم و مماتهم،اى نجعلهم [٤]مستوية المحيا و الممات،مفعول دوم جعل باشد،و باقى قرأ به رفع خواندند بر خبر مبتدا،اى،محياهم و مماتهم مستويان.و اعمش در شاذ خواند:سواء محياهم و مماتهم،بنصب«تا»على الظرف،اى،فى محياهم و مماتهم،اى،مدة حياتهم و موتهم.و معنى آنكه ايشان فى حالتى الحياة و الموت ملعون و مذموم و مستحق[٢٤١-ر]ذم و عقاب باشند. سٰاءَ مٰا يَحْكُمُونَ ،گفت:بد حكم مىكنند اين كافران در اين پنداشت بد و گمان خطا.
گفتند،سبب نزول [٥]آيت آن بود كه كافران گفتند:اگر اين كه شما مىگويى حق است از بعث و نشور و ثواب و سراى آخرت [٦]هم ما را بهتر باشد،چنان كه اين
[١] .آج:نيتى.
[٢] .آج،ما،گا،لا،آد،افزوده:را.
[٣] .آج،ما،گا،آد:بهرى.
[٤] .آج:يجعلهم.
[٥] .ما،گا،آد،افزوده:اين.
[٦] .گا،آد:و عقاب در سراى آخرت حق است.